پندار نو

هل تريد التفاعل مع هذه المساهمة؟ كل ما عليك هو إنشاء حساب جديد ببضع خطوات أو تسجيل الدخول للمتابعة.
پندار نو

سایت مستقل و غیر وابسته به احزاب و گروه های سیاسی


    صحبت کرزي در مورد نيرومندي قواي مسلح جمهوري افغانستان

    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 7126
    Registration date : 2007-06-20
    20130219

    صحبت کرزي در مورد نيرومندي قواي مسلح جمهوري افغانستان Empty صحبت کرزي در مورد نيرومندي قواي مسلح جمهوري افغانستان

    پست  admin

    مردم افغانستان بعد از پيروزي جهاد ما با قوت هاي خارجي و همسايه هاي ما از خوش باوري کار گرفتيم که البته خوش باوري و نيت خوب چيزي بدي نيست و انسان نيک، انسان با عزت، انسان شريف و انسان با پيشينه بزرگ تاريخي اعتماد به نفس ميداشته باشد که او را خوش باور ميسازد و ما از خوش باوري خود مورد دسيسه قرار گرفتم و دسيسه بر ما تطبيق شد و ما خراب و بيچاره شديم.
    روزيکه مجاهدين به کابل آمدند به همراه جناب حضرت صاحب که رئيس اداره موقت شدند و همراه برادران مجاهد ما از هر تنظيم، از تنظيم هاي هفت گانه آمديم به نزديک قريه بابکرخيل نزديک پلچرخي، شب همين جا بوديم، صبح وقت قطعات عسکري وقت از حکومت خلق و برچم به استقبال جناب حضرت صاحب به قريه بابکرخيل آمدند، جنرال صاحب وردک هم همراه ما در همان جا بود که فعلاً تشريف ندارند شايد از برادراني که اين جا نشسته اند کسي در آن سفر به همراه ما بوده باشد، به همراه من در موتر يکجا و يا مه بايد اينطور بگويم که من به همراه آنها در موتر يکجا که او جنرال صاحب نوروز خان بود، خدا مغفرت شان کند، رئيس نظامي تنظيم حرکت بود، از صاحب منصب هاي بسيار رسيده و تعليم يافته افغانستان بود، چون من در آن زمان جوان تر بودم آنها مسن تر بودند من به اين خاطر خود را گفتم که من به همراه آنها بودم در موتر که حالت ذهني همان وقت را منعکس کرده باشم. من به همراه جنرال صاحب نوروز خان در موتر بوديم ما برامده بوديم صبح وقت به لب دريا به وضو کردن که پس ميامديم که قطار عسکري افغانستان آمد، قطار عسکري حکومت وقت که ما بنام حکومت خلق و پرچم ميشناسيم، قطعات منظم موتر هاي عسکري منظم با رنگ عسکري منظم نظام و اصول عسکري و ما مجاهدين که از آن طرف آمده بوديم اينها را که ديدم من پيش خود گفتم که حالي چي بگويم در اين محفل که والله کدام ما بر حق بوديم. به نظام منظم عسکري افتخار کردم به وقت هاي خود همان روزيکه که آمدن به ديدن جناب حضرت صاحب و براي تسليمي نظام به ما.
    تمام مرام من از بيان اين داستان که ما داشته هاي خود را از دسيسه بيروني ولي به دست خود ويران کرديم، تانک، توپ و طياره ما رفت به تنظيم ها تقسيم شد و بين خود از بين برديم، آيا از درس بدبختي ما آموختيم و يا نياموختيم، باالکل به تمام معني آموختيم، آيا متوجه هستيم که در همسايگي ما کسي نميخواهد که ما صاحب اردوي قوي باشيم، آموختيم! بلي آموختيم. پس اگر اين درس هاي خود را گرفتيم که الحمد الله گرفتيم.
    مُشاطرة هذه المقالة على: redditgoogle

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الأربعاء 2 ديسمبر 2020 - 12:12 ميباشد