پندار نو

هل تريد التفاعل مع هذه المساهمة؟ كل ما عليك هو إنشاء حساب جديد ببضع خطوات أو تسجيل الدخول للمتابعة.
پندار نو

سایت مستقل و غیر وابسته به احزاب و گروه های سیاسی


    يازده سال جنگ و لشکرکشي بي مفهوم غرب در افغانستان

    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 7126
    Registration date : 2007-06-20
    20130119

    يازده سال جنگ و لشکرکشي بي مفهوم غرب در افغانستان Empty يازده سال جنگ و لشکرکشي بي مفهوم غرب در افغانستان

    پست  admin

    مقامات پاکستاني از آزادي همۀ زندانيان طالبان بشمول ملا عبدالغني برادر فرد شماره دوم طالبان در آيندۀ نزديک خبر ميدهند.

    يازده سال جنگ و لشکرکشي بي مفهوم غرب در افغانستان 34rhrtx
    اظهارات جليل جيلاني، معاون وزارت امور خارجه پاکستان در کنفرانس خبري در ابوظبي پايتخت امارات متحده عربي : "ما در حال هماهنگي براي آزاد کردن زندانيان باقي‌مانده هستيم و آنها متعاقبا آزاد خواهند شد."

    پشت پرده اين آزادسازي طالبان از زندانهاي پاکستان و افغانستان چه جرياني است؟ اگر طالبان تروريست و قاتلند چرا رها مي شوند؟ اگر گنهکار نيستند، چرا زنداني شدند؟ چرا براي دستگيري آنها ميلياردها دالر صرف شد؟ يازده سال جنگ و لشکرکشي براي حذف طالبان بود يا جهت ابقاء طالبان!؟

    قرار گزارش شبکه هاي اطلاع رساني افغانستان از ماه سنبله که مسووليت زندان بگرام به نيروهاي افغانستان واگذار شده، تاکنون تعداد طالباني که آزاد شده اند، به 278 نفر رسيده است که البته براساس آمارهاي غير رسمي اين تعداد از مرز چهارصد نفر نيز گذشته و گفته مي شود مجموع آزاد شدگان از محبس تا پايان سال جاري به بيش از هفتصد تن برسد.
    اما سوال اينجاست که پشت پرده اين آزادسازي طالبان از زندانهاي پاکستان و افغانستان چه جرياني است؟ اگر طالبان تروريست، آدمکش، جاني و قاتلند چرا رها مي شوند؟ اگر گنهکار نيستند، چرا زنداني شدند؟ چرا براي دستگيري آنها ميلياردها دالر صرف شد؟
    واقعا چه کسي بايد به اين سوالات پاسخ دهد: رهبران افغانستان، امريکا، غرب، پاکستان، ترکيه، عربستان ؟؟؟ اين همه دالر صرف شد تا افرادي فقط زنداني شوند و بعد از يازده سال بدون محاکمه رها شوند؟ اينقدر بدبيني، برادرکشي، بي اعتمادي، انتحار، غارت، فساد و تجاوز که به مردم افغانستان از طرف دولت، طالبان، خارجي ها و ديگر گروه هاي متخاصم تحميل شد، بخاطر چه بود؟ بخاطر اينکه طالبان زنداني شوند و بدون هيچ محاکمه اي به آغوش وطن بازگردند؟
    يازده سال جنگ و لشکرکشي براي حذف طالبان بود يا جهت ابقاء طالبان!؟ اگرغرض ابقاء و دوباره آوردن طالبان بود، به اين همه جنگ و جدال نياز نبود آنها خود امارت داشتند و حکومت مي کردند.
    اگر غرض رفع خطر و حذف آنان بود؛ اين چه افتضاحي است که دوباره خود خارجي ها واسطه آزادي آنها مي شوند و دوباره افرادي را که ملت از آنها زخم خورده اند، به جان مردم مي اندازند. به راستي غرامت اين همه بدبختي ملت را چه کساني خواهند پرداخت ؟
    به باور آگاهان مسايل سياسي، اين شبه نظاميان نه زنداني بوده و نه اکنون آزاد شده اند. اين همه فيلم و سيانس و شخصيت سازي جهت مشروعيت دادن به طالبان و مستقل جلوه کردن آنهاست. بحث صلح و مصالحه هم براي اين است که دولت آينده افغانستان نيز به دست طالبان نيکتايي پوش تربيت شده پاکستان و عربستان بيفتد.
    بر همگان روشن و واضح است که امروزه همه امور کشوري از طرف پاکستان و حمايت امريکا و غرب صورت مي گيرد، آزادي اين اشخاص هم که معلوم نيست پاکستاني اند، ترک يا عرب اند، جهت کنترل دولت بعدي است. به يقين اين اشخاص در زندانهاي پاکستان لسان انگليسي را فول ياد گرفته اند تا بخاطر تسلط شان به زبان انگليس حتما در کابينه بعدي پست مناسبي را به خود اختصاص دهند.
    اگر غير از اين است، از شما سوال مي کنيم چرا مقامات افغانستان اينقدر که به فکر طالبان هستند، به فکر مردم خود نيستند؟!
    چرا با آوارگان، زندانيان، مهاجران، مريضان و مسافران چنين دلسوزي و احساس بشردوستي صورت نمي گيرد که هر روز از طرف پوليس پاکستان مورد آزار و اذيت قرار گرفته و بعد از تلاشي بدنشان، پيش چشم هايشان همه پولهايشان گرفته شده و خودشان را راهي زندان پوليس مي نمايند!
    جالب اينجاست که در يکي از ولايات داخلي، شخصي بجرم دزدي يک گوسفند که روي مجبوري و تنگدستي صورت گرفته سالهاست که در زندان بوده و هيچ توجه اي به حال وي صورت نگرفته و نمي گيرد ، اما تروريستان حرفه اي و قاتلين هزاران انسان بيگناه به وساطت کشور هاي بزرگ، سازمان ملل، پادشاهان، روساي جمهور و ... بدون قيد و شرط از زندان رها و جرمشان بخشيده ميشود. اين است قضاوت عادلانه قرن 21 به سردمداري امريکا !
    مطمئنا هدف پاکستان از انجام اين عمل، روا داري هر نوع ظلم، ستم، شکنجه، آزار، اذيت، ترور، اختناق، تربيت و اعزام تروريستان به افغانستان و عدم پيشرفت اقتصادي، سياسي، فرهنگي و نظامي کشور ماست که جهت رسيدن به اين مقصود از طالبان و حزب اسلامي و سازمان جهنمي آي اس آي استفاده مي نمايند.
    و الا مردم ما مي دانند علت و هدف رهايي اين تروريستان معلوم الحال به همکاري امريکا، انگليس، عربستان چيزي نيست جز تسلط بيشتر کشورهاي عربي و غربي بر کشور عزير ما افغانستان. مردم ما به خوبي درک مي کنند که علت قدرت گرفتن هر چه بيشتر طالبان در اين يازده سال، همين حمايت ها و آزادسازي هاي بدون قيد و شرط بود. جناب کرزي به جاي اينکه سربازان غيور ارتش ملي را برادر خطاب کند، طالبان را برادر مي گويد و به جاي اينکه بر پيشاني عسکر ارتش ملي که در جهاد با کوردلان طالب زخمي شده بوسه بزند، به پيشاني طالب بوسه مي زند، زيرا درآمد اين کار بسيار زياد است.
    به هر حال ما نيز همگام و هم صدا به دولتمردان خود مي گوييم: اين سياست آزادسازي طالبان بسيار خوب است زيرا جنگ خلاص ميشود. قدرت دولتي و سرمايه ملي بين سياستمداران، دولتمداران، مجاهدين، طالبان و خارجيها عادلانه تقسيم ميشود. فقط و فقط يگانه دشمن سر سختي که باقي مي ماند، مردم افغانستان هستند که به احتمال زياد بايد به زودي خود را براي استقبال از رهبر ناديده طالبان يعني ملاعمر نيز حاضر کنند!

    آيا طالبان القاعده نيستند ؟!

    رييس جمهور کشور پس از سفري که به آمريکا داشت به وطن برگشته و در جمعي از خبر نگاران و اهل رسانه ها پيرامون دست آوردهاي اين سفر صحبت هايي کرده است که در کنار ساير دست آورد ها وخوشبيني ها از آغاز روند گفتگوهاي صلح درقطر با طالبان خبر داده و ابراز اطمينان کرد که بعد از سال 2014 وخروج اکثر نيروهاي بين المللي از افغانستان وضعيت امنيتي کشور بهبود خواهد يافت.
    وي با تاکيد به پروسه صلح با طالبان افزود که آمريکا واضحا گفت که عليه طالبان ديگر جنگ ندارند و برعکس از القاعده به عنوان طرف جنگ نام برده شد که ما هم طرفدارش هستيم ، رييس جمهور همزمان واضح ساخت، آن طالباني که افغانستان از نظر شان بيگانه بوده و اين کشور را دشمن خود مي پندارند (افغان) نيستند با آنها مصالحه نمي شود و آن طالباني که هرچند درگذشته کارهايي کرده اند، اما خود را فرزند افغانستان مي دانند مصالحه مي شود.
    به هر حال در اين ميان آنچه درخور توجه به نظر مي آيد اين است که پس از يازده سال و اندي بالاخره باور آمريکا نسبت به طالبان نيز تغيير کرده است.
    به باور ناظران اين تصميم آمريکا در حالي مطرح شده، که به تازگي طالبان پاکستاني از آغاز همکاري باطالبان افغان و جنگ با نيروهاي خارجي در افغانستان خبر داده اند و از جانب ديگر روند خروج تمام نيروهاي امنيتي بين المللي به شمول امريکا از افغانستان در حال شکل گرفتن است و از نميه سال 2013 آغاز خواهد شد. برهمين اساس آمريکا تلاش دارد تا ذهنيت گروه طالبان را در اين برهه حساس نسبت به خود تغييرداده تا نيروهاي نظامي شان حين خروج از افغانستان آماج طالبان (که خودشان پرورش داده اند) قرار نگيرند.
    حال پرسشي مطرح مي شود که آمريکا و متحدان ناتو چه تعريفي از القاعده دارند؟ و معيار هاي القاعده بودن در نزد شان چه است ؟ و بايد اين را هم روشن مي ساختند حالا که از طالبان به عنوان عنصر جنگ ياد نمي کنند و اگر مدعي اند که طالبان القاعده نيستند پس چه کساني را مي توان القاعده ناميد؟
    آيا کسانيکه از يازده سال و اندي بدينسو که با توسل به بدترين جنايات و با انجام اعمال غير اسلامي و دور از کرامت انساني به کرات انسان هاي بي گناه را سربريدند و در رسانه هاي جهاني به نمايش گذاشتند ، مسافرين ما را در شاهراه ها از موترها پايين کرده و آتش زدند، اطفالي را که تا هنوز خوب را از بد تفکيک کرده نمي توانسته اند به جرم اينکه پدر شان مصروف دفاع از وطن بوده به گلوله بستند و پسر هفت ساله را به اتهام جاسوسي به دولت اعدام کردند، چندين خانم را به بهانه هاي متعدد محکمه هاي صحراهي به گلوله بستند و يا حلق آويز کردند، دانش آموزان مکاتب را مسموم و بر آنها تيزاب پاشيدند، به اماکن مقدسه بي حرمتي کردند ، بيش از دها مکتب و بيمارستان را به آتش کشيدند و در تازه ترين مورد با انجام حمله انتحاري در چهارراهي صدارت شهر کابل بيش از ده ها هموطن بيگناه ما را شهيد و زخمي ساخته اند، آيا بد تر از اين جنايات، جنايتي وجود خواهد داشت که القاعده انجام بدهد؟
    در پاسخ بايد گفت که هرگز از اين بدتر عمل زشت وجود نخواهند داشت که آن را فرا جنايت نام گذاشت و لايق شان القاعده دانست و مساله ديگر اينکه درست است طالبان تابعيت سرزمين القاعده را ندارند و شايد هم داشته باشند لا اقل از لحاظ ايديولوژيک متحد وهم نظر هستند و شعار مي دهند که اسلام مرز را نمي پذيرد وهمه در پي يک هدف يعني به خاک خون کشانيدن انسان هاي بيگناه هستند و تفاوت جغرافياوي هرگز برايشان مهم نيست زيرا همواره طالبان افغانستان خود را بخشي از از طالبان پاکستان دانسته و در نهايت اين دوگروه در يک مجموعه بزرگتر خود را جزء شبکه القاعده مي دانند.
    يعني وحدت عمل دارند، طوريکه به تازگي يکي از رهبران طالبان پاکستاني در خبرنامه اي گفته است که ملامحمد عمر رهبر و امير ما هم است و از فرمان آن اطاعت مي کنيم و طالبان پاکستاني از اين به بعد با دولت پاکستان مشکل ندارند و آنها را هدف قرار نخواهند داد. درعوض براي مقابله با نيروهاي خارجي و دولت افغانستان به رسم همکاري با طالبان افغانستان محلق خواهيم شد و بر ضد آنها جنگ را ادامه مي دهيم.
    لحن مذکور نمايانگر اين است که طالبان افغاني بخشي از طالبان پاکستاني وهردو وابسته به شبکه تروريستي و هراس افگن القاعده مي باشند.
    بنابر اين بايد ياد آورشد، با آنکه مردم افغانستان از هرگونه تلاشي، که منجر به بر قراري صلح و ثبات درکشور شود حمايت و پشتيباني مي نمايند اما اگر از جنايات نا بخشودني گروه هاي تروريستي چشم پوشي صورت گيرد مورد قبول آنها قرار نخواهد گرفت.
    آنها خاموش نخواهد نشست زيرا به باور آنها تروريست تروريست است فرقي نمي کند که از کجا هست و در کجا به سر مي برد و به آنهم کاري ندارند که اکنون آمريکا و يا هرکشور ديگري چه شناختي از اين گروه ها پيدا کرده اند و ياچه بازي را به راه مي اندازند ، آنچه براي شان مهم است که چه کساني از يازده سال و اندي هزاران هموطن بي گناه ما را شهيد و زخمي ساخته اند و به کرا ت با ايشان اعلام دشمني کرده اند و به تمام معنا از اين گروه هاي متحجر تروريست پيشه و هراس افگن شناخت دقيق و همه جانبه پيداکرده اند و بيش از اين اجازه نخواهند داد تا قرباني بازي هاي بازيگران شوند.ــــ آريا نژاد



    صداي امريکا

    پاکستان: طالبان بيشتري را رها مي کنيم

    19/01/2013

    جليل عباس جيلاني، معاون وزارت خارجۀ پاکستان مي گويد که اسلام آباد رهايي آن عده از زندانيان طالب را مد نظر دارد که فکر مي شود رهايي آنان مي تواند براي پروسۀ مصالحه و ادغام مجدد در افغانستان ممد واقع شود.

    به گفتۀ شماري از مقام هاي افغان، کابل به اميد اينکه رهايي طالبان مي تواند واسطي براي کشاندن رهبران آن گروه به ميز مذاکره باشد، بر پاکستان فشار مي آورد تا زندانيان طالب را رها سازد. اما ايالات متحده شماري از اين زندانيان را خطرناک تلقي کرده و به خاطر رهايي آنها نگران است.

    معاون وزارت خارجۀ پاکستان در مورد جدول زماني براي رهايي زندانيان طالب ابراز نظري نکرد. او همچنان مشخص نساخت که آيا ملا عبدالغني برادر، معاون پيشين رهبر طالبان که مقام هاي افغان خواستار رهايي وي استند، نيز رها خواهد شد يا خير.

    شماري از مقام هاي ارشد افغان و ايالات متحده که نخواسته اند نام شان فاش شود به خبرگزاري اسوشيتد پرس گفته اند که واشنگتن در خصوص رهايي ملا عبدالغني برادر بي ميلي خود را به مقام هاي پاکستاني نشان داده است.

    خوشبيني محتاطانه

    شوراي عالي صلح افغانستان که از زمان تشکيل خود دستآورد هاي اندکي داشته است، همواره از نظر کارآيي از سوي شرکاي عمده به شمول ايالات متحده به ديدۀ شک نگريسته شده است. اما به نظر مي رسد که تماس هاي اخير ميان اعضاي اين شورا و مقام هاي پاکستاني و رهايي بيست و شش زنداني طالبان از محابس پاکستان جهش تازه يي به فعاليت هاي اين شورا بدهد.

    محمد اسماعيل قاسميار، عضو روابط بين المللي شوراي عالي صلح افغانستان ضمن استقبال از تصميم اخير پاکستان ابراز اميدواري کرد که آزادي رهبران طالب بر روند صلح در افغانستان مفيد واقع شود.

    تا کنون محل بود و باش اعضاي طالبان که در دو دور گذشته از زندان هاي پاکستان رها شده اند، نا معلوم است. نهاد هاي جامعۀ مدني افغانستان نگران اند که مبادا اين افراد بار ديگر وارد جبهات جنگ شوند.

    آقاي قاسميار به صداي امريکا گفت که براي آزادي زندانيان طالب بايد ميکانيزمي ايجاد شود. طوريکه آنها براي استقرار صلح و ثبات در افغانستان ممد واقع شوند نه اينکه بار ديگر به خشونت پيوسته و شورشگري را شدت بخشند.

    حکومت هاي ايالات متحده، افغانستان و قطر در اين اواخر به گونۀ رسمي پذيرفتند تا دفتري براي تسهيل تلاش هاي صلح افغانستان در دوحه پايتخت قطر ايجاد شود. مسئولين شوراي عالي صلح مي گويند که با اين اقدام موانع بر سر راه تلاش هاي صلح از ميان برداشته شده است، اما طالبان نمايندگان واقعي خود را براي مذاکرات صلح معرفي نکرده اند.

    آگاهان سياسي يکي از عوامل بروز انکشافات اخير را بيم و هراس پاکستان عنوان مي کنند که مبادا نيرو هاي امريکايي بدون يک پلان جاگزين افغانستان را ترک گويند، امري که مي تواند پيامد هاي ناگواري را در منطقه به ارمغان بياورد.
    مُشاطرة هذه المقالة على: redditgoogle

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الأربعاء 2 ديسمبر 2020 - 12:05 ميباشد