پندار نو

هل تريد التفاعل مع هذه المساهمة؟ كل ما عليك هو إنشاء حساب جديد ببضع خطوات أو تسجيل الدخول للمتابعة.
پندار نو

سایت مستقل و غیر وابسته به احزاب و گروه های سیاسی


    فقر شخصيت و رها شدن در گذرگه اي باد ها (قسمت سوم)

    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 7126
    Registration date : 2007-06-20
    20130118

     فقر شخصيت و رها شدن در گذرگه اي باد ها (قسمت سوم) Empty فقر شخصيت و رها شدن در گذرگه اي باد ها (قسمت سوم)

    پست  admin

    بازهم بحت محترم عظيم بابک در صفۀ فيس بوک اين بار در رابطه به نگارش محترم صديق راهي

    وقتي اين نگارش از جناب صديق رهي برادر داکتر...
    Azim Babak18. januar 14:03
    ‫وقتي اين نگارش از جناب صديق رهي برادر داکتر نجيب را ميخوانيد با نگارش کتاب ( نجيب را بشناسيم) کاملا متفاوت است. آن نگارش بيشتر با نگارش هاي ثريا بهاء شباهت دارد.شايد مولف آن هم خود بها باشد ، نه راهي.
    فقر شخصيت و رها شدن
    در گذرگه اي باد ها
    (قسمت سوم)

    خود بزرگ بيني ها و خود شيفتگي ها 

    صديق راهي:

    آنطوريکه در گفتارهاي گذشته دروغ هاي نمايان و روشن خانم بهأ را بي پرده ساختم، درين گفتار ميخواهم روي مريضي خود شيفتگي و خود بزرگ بيني وي روشني انداخته، تا واضح گردد که وي از زمره اي کرکترهاي مريضي است که خود را در غلاف خود خواهي ها و خود پرستي هاي نرون مانند پيچانيده است و از خود مي لافد و گزافه گوئي هاي فراوان در سراسر نوشته هايش در باب خويشتن پرستي انشأ کرده است، که اين امر وي را نمي گذارد تا پلۀ از نرده بان نارسيسم پائين بيائيد و معقولانه بيانديشد. فقط با عاشق بودن برخود با جهان واقعيت ها و ريأليسم وداع گفته، خويشتن را به بزرگ ترين هادي و حامي سفسطه سرائي و دروغ پردازيهائي بي رنگ و بي رو مبدل کرده است؛ و همچنان با تقلاي بي پايان کوشيده تا با پرداس دادن هائي دور از عقل، افاده کردنها، فضل فروشي ها و بازي با کلمات خود را الهۀ منطق و استدلال معرفي بدارد و نيز ميخواهد کلامش را دستآورد نهائي قضاوت انساني جا بزند، اما چنين امري در زمان کنوني دگر نميتوان امکان پذير شود. براي اينکه دوکان هائي عوام فريبي بسته شده و بازار مکاره گي و حيله گري دگر خريداري ندارد؛ هر که را درک و درايت است، ميتواند که اين چهره هاي مضحک و مفسد را خوب بشناسند.

    خوب خوانندۀ گرامي!

    بيائيد با هم يکجا برويم به سراغ باطل سرائي هاي نارسستيک ( خود پرستانه) خانم بهأ و ببينيم که چقدر اين خانم موجود لافزن و عاشق خويشتن است؛ خانم بهأ در اولين صفحات کتاب خويش "رها در باد" بعد از ملاقات با محترمه دوکتورس اناهيتا راتبزاد رهبر سازمان دموکراتيک زنان افغانستان در مورد خود چنين مينويسد:

    «... بعد از ملاقات و صحبت هاي فراوان، وي مرا به ببرک کارمل معرفي کرد و گفت اين همان دختريست که من و شما يکسال در موردش صحبت کرده ايم؛ پدرش را شما از نزديک ميشناسيد.....» ( البته اين ملاقات وقتي صورت گرفته، که وي پانزده سال داشته است. همانجا)

    از خانم بهأ سوال ميشود: آيا واقعاً شما راست ميگوئيد که ايشان هر يک محترم زنده ياد ببرک کارمل و محترمه دوکتورس اناهيتا راتبزاد، يک سال تمام در مورد شما مصروف صحبت و تبادل افکار بودند؟! من ميخواهم بفهمم که آيا ايشان هيچ کدام وظيفۀ دگر نداشتند که تنها بايد درمورد شما مطالعه و صحبت ميکردند؟ و مي انديشيدند؟ و يا حرف ميزدند؟ آيا شما کي بوديد؟ آيا شما اينقدر مهم و ارزشمند بوديد که يکسال آزگار را مصرف صحبت روي شخصيت متشخص شما ميکردند؟ اين امر خود سوال برانگيز است که:

    - آيا شما دخترک پانزده سالۀ نا بالغ و نا پخته، کدام موجود نابغه و نخبۀ دوران بوديد که ايشان يک سال تمام مصروف صحبت کردن در مورد شما بوده باشند؟! 
    - آيا شما دخترک پانزده سالۀ نادان و ناتوان، کدام فيلسوف فضليت مأب بوديد؟!
    - آيا شما دخترک پانزده سالۀ بي صلاحيت و بي کفايت، کدام تاکتسين و يا کدام استراتيژيسين ماهر و ساحر بوديد؟
    - آيا شما دخترک پانزده سالۀ بي تجربه و بي درايت و بي لياقت، کدام مؤرخ متبحر تاريخ مبارزات سياسي وطن مان بوديد؟
    - آيا شما دخترک پانزده سالۀ بي آزرم و گستاخ، کدام طراح انديشه هاي سياسي مبتکرانه و نو آور بوديد؟
    - آيا شما دخترک پانزده سالۀ نا فهم و بي انديشه، کدام رهبر و يا کدام سازمانده بي نظير جنبش هاي وطنپرستانه بوديد؟
    - آيا شما دخترک پانزده سالۀ بي وقاحت و پُر مکر و حيله گر، کدام نويسندۀ چيره دست، کدام هنرمند مردمي، کدام نقاش ابداع گر دست اول، کدام عالم علوم متداوله بوديد، که محترم زنده ياد ببرک کارمل و محترمه دوکتورس اناهيتا راتبزاد اذهان خويش را بر شما اعجوبۀ خلقت منهمک کرده باشند؟!

    نخير خانم بهأ! شما بر حسب ساختار روحي و رواني مريض تان، چنين مي انگاريد و لاف زني و گزافه گوئي سر ميدهيد؛ هيچ کس خود را حق نميدهد که براي يک لحظۀ خيلي کوتاه هم که شده، بر موجود نظير شما بيانديشد، چه مانده به رهبران ارزشمند سياسي آن دوران.

    از آنجائيکه من به حکم اجبار و تقاضا هاي عرف وعادات، سنت هاي ارزشمند مردم وطنم و هم چنان ملاحظات بي شمار سياسي مجبور به گذارندن بيست سال زنده گي پُر از مرارت ها و رنج و عذاب ها با چنين موجود شرارت پيشۀ مکار و مُحيل، چنين عفريتۀ متقلب، دروغگو پُر از دسيسه و شيطانت شدم، معني نميدهد که گويا من با تمام انديشه ها و افکار اوباش منشانۀ وي موافق بوده ام. من سر تا سر زنده گي بيست سالۀ مشترک با وي در نبرد و مبارزه به سر بُردم تا اگر بتوانم خصلت هاي ابليس مآبانۀ ويرا ذايل گردانم و وي را به حيث يک همسر وفادار کمک کرده باشم، که از خيالات ذلالت بار بيرونش کنم؛ شخصيتش را از اوصاف دروغگوئي، تقلب، نيرنگ بازي، مکر و حيله مبرأ سازم و کرکترش را با سجاياي عالي انساني بازسازي نمايم.

    ولي با تأسف فراوان بايد اذعان کنم، که من بعد از گذشت بيست سال درک کردم که درين پروسه ناتوانم و اين آزمايش را باخته ام؛ فرزندانم مرا هوشدار دادند و مُصرانه از من طلبيدند که به حيث يک پدر مسوول سرنوشت شانرا تعيين و با خانم بهأ تکليف زنده گي شانرا حل نمايم، به خاطريکه ايشان دگر تحمل کرکتر بيمار و شخصيت سقوط کردۀ ويرا که در گنداب و پسآب دروغ و شانتاژ، توطئه و دسيسه سجده ميزد نداشتند؛ ايشانرا دگر تحمل شنيدن ياوه سرائي ها و دروغ هاي خانمان برانداز وي نبود؛ ايشان هرچه زود تر مي خواستند که از شر چنين آفت و درد سر بزرگ زنده گي شان رهائي يابند، دگر تحمل پرخاش ها و درد و رنج هاي استخوان سوز روحي و رواني در نزد هيچ يکي شان باقي نمانده بود.

    روي اين دلايل، من بر اثر درخواست نهايت معصومانه و شريفانۀ شان اقدام به منفصل شدن از خانم بهأ کردم و براي هميشه با خودش و جهان دروغ و توطئه، شرارت و خيانت، تهمت ها و بر چسب، بي آبروئي و بي عزتي، بي تقوائي و بي عفتي وي وداع کردم، که فرزندانم با افتخار در پهلويم ايستادند و با خوشنودي دگر از يک اهريمن بريدند و اکنون به حيث دو انسان متواضع، برومند وهدفمند به زنده گي خويش با سرافرازي تمام در کنارم ادامه ميدهند و اين فرآيند و نتيجۀ طبيعي داشتن چنين کرکتر و شخصيت مريض همراه با کرشمه هاي کجدار و مريز شکسته و ريختۀ روحي و رواني خانم بهأ است، که با روپوش دروغ ها و تقلب ها، تدليس و مکر، نيرنگ بازي و فتنه گري، خود پرستي ها و خود شيفتگي ها، ناداني ها و بي عرضگي ها زيور يافته است، اتفاق مي افتد.‬
    مُشاطرة هذه المقالة على: redditgoogle

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الأربعاء 2 ديسمبر 2020 - 11:43 ميباشد