پندار نو

هل تريد التفاعل مع هذه المساهمة؟ كل ما عليك هو إنشاء حساب جديد ببضع خطوات أو تسجيل الدخول للمتابعة.
پندار نو

سایت مستقل و غیر وابسته به احزاب و گروه های سیاسی


    مزدک: پس از سال 2014 تازه "بازي بزرگ" درافغانستان شروع ميشود

    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 7126
    Registration date : 2007-06-20
    20130202

    مزدک: پس از سال 2014 تازه "بازي بزرگ" درافغانستان شروع ميشود Empty مزدک: پس از سال 2014 تازه "بازي بزرگ" درافغانستان شروع ميشود

    پست  admin

    توجه فرمائيد به تبصرۀ گزارشگر شبکه اطلاع رساني افغانستان در رابطه به مشورۀ محترم فريد احمد مزدک تحت عنوان "ديدگاه آمريکا درباره آينده افغانستان چيست؟"

    محترم فريد احمد مزدک بعد از اظهار تأسف وندامت شان در اجراي " بازي بزرگ" در حزب دموکراتيک خلق افغانستان و ( حزب وطن) در سايت فارسي بي بي سي، بعد از ظهر روزجمعه سيزدهم ماه دلو سال 1391هجري شمسي مصادف به اول فبروري سال 2013 ميلادي رهسپار سايت خبرگزاري بُخدي شدند تا از شروع " بازي بزرگ " به مردم افغانستان اطلاع ودر ساختار نظام آينده کشور به آنها مشوره بدهند. نميدانيم مردم افغانستان تا چه حد ميتوانند به شخصيکه زماني خود بر اريکه قدرت بوده و عملکردش باعث شرمساري حتي خودش ميباشد يک بار ديگر اعتماد و به هدايات شان عمل کنند. چنانچه ميگويند " آزموده را آزمودن خطاست"

    فريد مزدک: پس از سال 2014 تازه "بازي بزرگ" در افغانستان شروع مي شود
    داي مير کشته - لندن
    جمعه 13 دلو 1391 ساعت 14:14

    فريد مزدک از رهبران حزب دموکراتيک خلق افغانستان مي گويد که نظاميان ناتو افغانستان و منطقه را ترک نخواهند کرد و حضور آنان ادامه خواهد يافت.
    آقاي مزدک به خبرگزاري بخدي گفت: "حضور ناتو در منطقه، يک بخش مهم " بازي بزرگ جديد" است و اين بازي تازه شروع شده است؛ براي افغانستان و حاميان خارجي آن حد اقل حفظ دستآورد هاي دوازده سال اخير اهميت حياتي دارد."
    با اين حال، مزدک به اين باور است که نوعيت حضور ناتو در افغانستان پس از سال 2014 تغيير خواهد کرد و به گفته او افغانستان و ناتو به اين "حضور" ضرورت دارند.
    فريد مزدک، عضو سابق هيئت رهبري حزب وطن (حزب دموکراتيک خلق افغانستان) بوده است.
    حزب او قدرت سياسي را در سال 1357 با کودتاي خونيني به دست گرفت و در سال 1371 مجاهدين اين حزب را شکست داد.
    مزدک پيش از اين به بي بي سي گفته بود که او متأسف و شرمنده است که در آن جريان ها دست داشته يا شرکت کرده است.
    خيلي ها مي گويند که شرايط حاضر در افغانستان مانند حاکميت رژيم کمونيستي در اواخر دهه شصد است.
    فريد مزدک اما حالا مي گويد در صورت که نيروهاي ناتو افغانستان را ترک کنند، جاي آنها را خارجي هاي ديگر پر خواهند کرد.
    او در اين مورد بيشتر صحبت نکرد اما گفت که خارجي ها در افغانستان بيشتر با خود شان مشکل دارند تا با مردم افغانستان.
    مزدک: پس از سال 2014 تازه "بازي بزرگ" درافغانستان شروع ميشود Uoou11
    فريد مزدک، عضو سابق هيئت رهبري حزب وطن

    بروز بحران ها سياسي؟
    با اين حال، فريد مزدک مي گويد که در سال 2014، برخي از برنامه هاي اقتصادي و اجتماعي که وابسته به حضور نيروهاي خارجي در افغانستان است، از بين خواهد رفت.
    او هشدار داد که نبود برنامه هاي ستراتيژيک در افغانستان و عدم ظرفيت سازي از سوي دولت در جريان يازده سال گذشته، مي تواند بحران ها و پيامد هاي خطرناک سياسي را در کشور ايجاد کند.
    در همين حال، مزدک پيشنهاد کرده است که نخبگان کشور طرح هاي روشن براي تداوم رشد و پيشرفت دولتداري مدرن، دفاع از منافع شهروندان افغانستان و آزادي هاي بيشتر مدني و نيز تنظيم بهتر اقتصاد جامعه و سمت و سو دهي بخش بزرگ از نيروي فعال کشور را تدوين کنند و به مردم اطمينان دهند که با خروج نظاميان بين المللي نيروهاي آگاه در درون کشور مي توانند از دستآورد هاي بدست آمده موجود حراست کنند.

    مخالفت با نظام متمرکز
    فريد مزدک مي گويد که تجربه در افغانستان در زمينۀ دولت سازي با روشني کامل نشان داده است که دولت و نظام متمرکز در اين کشور کاربرد ندارد.
    او گفت: "نظام متمرکز با جامعۀ متشکل از تبارها و فرهنگ هاي گوناگون و رنگارنگ همخواني ندارد. طرف داران ملت سازي از طريق آميزش و يا همسان سازي تبارهاي کوچک در تبار بزرگ بيشتر بر تجربه خونين و نا موفق ترکيه، از بکستان و برخي از کشورهاي عربي تکيه مي کنند که در شرايط کنوني کشورما، به هيچ صورت عملي نيست."
    پيشتر نيز شماري از احزاب سياسي خواستار ايجاد دولت غير متمرکز در افغانستان شدند.
    آنان مي گويند که سيستم حکومتداري حاضر، قدرت بيشتري به رييس جمهور داده و اين روند براي دموکراسي نوپاي افغانستان خطرناک است.
    قدرتمند شدن دوباره طالبان
    فريد مزدک براين باور است که طالبان برخلاف سال هاي نخستِ پس از سقوط امارت شان، به يک نيروي منسجم و داراي استعداد عمل مبدل شده اند.
    او در اين مورد به حملات طالبان اشاره کرد که هرازگاهي در ولايت هاي مهم کشور به شمول کابل حملات شان را راه اندازي مي کنند.
    مزدک گفت که هم در درون حاکميت و هم در ميان اپوزيسيون حکومت يک ديد واحد نسبت به طالبان وجود ندارد.
    اين عضوي پيشين حزب دموکراتيک خلق افغانستان مي گويد که نبود ستراتيژي تدوين شده در برابر همسايه هاي افغانستان، از ديگر چالش هاي اساسي فراوي امنيت کشور است.
    او گفت: "حکومت به طرح و برنامۀ روشن و ستراتيژيک همه جانبه براي تنظيم مناسبات خود با همسايه ها نپرداخته و ابهام زيادي را در روابط با دولت هاي حامي، به ويژه پس از سال 2014 بصورت روشن ميتوان ديد."
    با اين حال، مزدک پذيرفته است که توجه جامعه جهاني پس از سال 2001 به افغانستان و حجم بزرگ کمک هاي مالي ـ فني به هدف ساختن يک دولت و نظام، در تاريخ کشور بي سابقه بوده است.
    مزدک: پس از سال 2014 تازه "بازي بزرگ" درافغانستان شروع ميشود Ooo10

    ديدگاه آمريکا درباره آينده افغانستان چيست؟

    اين جريانها که بيشتر وابسته به اپوزيسيون و حزب خلق مي باشند، مدعي هستند که تجربه دولت سازي در افغانستان نشان داده که دولت و نظام متمرکز در کشور کاربرد ندارد زيرا جامعه ما از تبارها و فرهنگ‌هاي گوناگون و رنگارنگ تشکيل شده که به هيچ وجه با يکديگر همخواني ندارند. لذا بايد به فکر تشکيل يک نظام غيرمتمرکز بود

    به گزارش بخش سياسي شبکه اطلاع رساني افغانستان، در اين اواخر حرکت هاي محسوس و ملموسي وجود دارد که مدعي غير متمرکز ساختن نظام سياسي کشور مي باشند و در تلاشند تا نظام متمرکز کنوني را غير موثر جلوه دهند.

    اين جريانها که بيشتر وابسته به اپوزيسيون و حزب خلق مي باشند، مدعي هستند که تجربه دولت سازي در افغانستان نشان داده که دولت و نظام متمرکز در کشور کاربرد ندارد زيرا جامعه ما از تبارها و فرهنگ‌هاي گوناگون و رنگارنگ تشکيل شده که به هيچ وجه با يکديگر همخواني ندارند.

    سران اين احزاب سياسي معتقدند: همسان‌سازي تبارهاي کوچک در تبار بزرگ در شرايط فعلي افغانستان به هيچ وجه عملي نيست و بيشتر بر تجربه خونين و ناموفق ترکيه، ازبکستان و برخي از کشورهاي عربي منجر مي شود تا يک دولت متمرکز واحد.

    خلاصه کلام که مخالفان دولت کنوني خواستار ايجاد دولت غير متمرکز در افغانستان مي باشند و انحصار قدرت در شخص رييس جمهور را براي دموکراسي نوپاي افغانستان بسيار خطرناک مي دانند. قبل از اينکه بگوييم طرح اين ديدگاه از کجا آمده است، توضيح مختصري درباره نظام متمرکز و غير متمرکز ارائه مي کنيم:

    حکومت متمرکز حکومتي است داراي نظام سياسي تک‌ساخت به اين معني که قدرت سياسي يگانه و تقسيم‌نشده‌اي در پهنه جغرافيايي يک کشور حاکم است و تمامي آن کشور تحت کنترل يک مرکز سياسي واحد قرار مي‌گيرد مثل دولت فعلي افغانستان.

    نظام حکومتي تک‌ساخت در مقابل نظام‌هاي سياسي چندساخت و فدرال قرار مي‌گيرد. در کشورهاي فدرال، در کنار حکومت مرکزي، حکومت‌هاي محلي خودگرداني نيز با درجه حاکميت نسبتا بالايي وجود دارند ولي نظام حکومت متمرکز تمام مديريت‌هاي ملي و محلي را در کنترل خود دارد و ميزان قدرت مديريت‌هاي محلي را تعيين مي‌کند.

    در کشورهاي غيرفدرال، واحدهاي حکومتي هم‌چون ولايت و ولسوالي از حاکميت برخوردار نيستند و تنها به عنوان واسطه ميان شهروندان و حکومت مرکزي عمل مي‌کنند اما در حکومت‌هاي تک‌ساخت قدرت سياسي معمولا از يک نقطه کانوني به نام پايتخت اعمال مي‌شود و کشور بيش از يک هسته سياسي قوي در اختيار ندارد.

    حال بايد بررسي کنيم که کدام نظام اکنون در افغانستان جاري است؟ هر چند نظام فعلي انتخابي و در شعار پايبند ارزشهاي دموکراتيک مي باشد، اما واقع امر اين است که هميشه در صدور فرامين از مرکز عجله صورت مي گيرد، مصوبات پارلمان بي ارزش است و هيچ وقت از وزيران پرسان نمي شود که بودجه خود را در کجا به مصرف رسانديد، از والي ها بازخواست نمي شود که چرا قراردادهاي مربوطه را به چند دست مي فروشيد و ... همه اينها حاکي از آن است که دولت فعلي خيلي هم متمرکز نيست.

    پس بايد پرسيد دولت غير متمرکز به چه معناست؟ اولا بايد بگوييم اگر افراد يک جامعه قانون پذير وعدالت شعار نباشد نوعيت نظام مشکلي را حل نمي کند و از انجايي که اکثر دولتمردان افغانستان قانون گريز هستند تا قانون مدار، در واقع منظور اين افراد از تغيير نظام متمرکز به غير متمرکز يعني نظام پارلماني بجاي رياستي.

    اما از آنجايي که نظام پارلماني هيچ ربطي به حکومت غير متمرکز ندارد و اگر صدر اعظم خودخواه ومستبد باشد، همان روش رييس جمهور را دنبال مي کند، مي بينيم منظور اين متنفذين از نظام غير متمرکز، به قدرت رسيدن خودشان در يک حکومت فدرالي و سلطنت با قوانين محلي است نه دلسوزي براي ملت و مردم.

    حال ببينيم طرح اين ديدگاه تغيير نظام از کجا مطرح شده است؟ آيا اين زاييده تفکر خود اين مقامات است يا جريان پشت پرده اي آنها را وادار به طرح اين مسايل کرده است؟ با کمي بررسي مشخص مي شود که تغيير نظام نيز از طرحهايي است که آهسته آهسته آمريکاييها به خورد دولتمردان ما داده اند!

    چندي پيش روهرا باکر سناتور پيشتاز و رييس کميته فرعي نظارت و ارزيابي کميته روابط خارجي مجلس سناي آمريکا در نامه اي به وزيران دفاع و خارجه اين کشور نوشت: حکومت فاسد افغانستان تمامي قربانيان واشنگتن در يک دهه گذشته در اين کشور را به هدر داده است لذا مقامات کاخ سفيد بايد از يک ايتلاف جديدي در افغانستان حمايت کنند که اين ايتلاف بتواند حکومت جديد غير متمرکزي را در اين کشور ر هبري نمايد.

    جالب اينجاست که باکر دليل طرح اين ادعا را فساد گسترده در ميان نزديکان و وابستگان کرزي بيان مي کند، اما در پاسخ به اين سوال که چرا حکومت آمريکا به حمايت از حامد کرزي و حکومت فاسد او ادامه مي دهد، هيچ پاسخي نداد.

    به هر حال اين اربابان غربي ما هستند که براي ما تصميم مي گيرند، نظام تشکيل مي دهند، دولت تعيين مي کنند، قانون وضع مي نمايند و ... و ما هم چاره اي نداريم جز اينکه بگوييم سمعاً و طاعتا.
    مُشاطرة هذه المقالة على: redditgoogle

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الأربعاء 2 ديسمبر 2020 - 11:37 ميباشد