پندار نو

هل تريد التفاعل مع هذه المساهمة؟ كل ما عليك هو إنشاء حساب جديد ببضع خطوات أو تسجيل الدخول للمتابعة.
پندار نو

سایت مستقل و غیر وابسته به احزاب و گروه های سیاسی


    نقشه رهنما توسط عناصرخاين به سوريه جهت خدمت به امپرياليستها

    avatar
    آرين
    Admin

    تعداد پستها : 45
    Registration date : 2009-01-05
    20130114

    نقشه رهنما توسط عناصرخاين به سوريه جهت خدمت به امپرياليستها  Empty نقشه رهنما توسط عناصرخاين به سوريه جهت خدمت به امپرياليستها

    پست  آرين

    نقشه رهنما توسط عناصرخاين به سوريه جهت خدمت به امپرياليستها  2mdl555
    دوکتور سيد احمد جهش

    نقشه رهنما توسط عناصرخاين به سوريه جهت خدمت به امپرياليستها وسلاطين خليج
    " قطع روابط با ايران ، روسيه و چين"


    نوشته شده توسط نورالدين مرداسي ژورناليست الجزايري در تارنماي اوقات الشام
    برگردان به انگليسي --- کريسانتي تراپوتوس
    گرفته شده از تارنماي ان اس ان بي سي
    برگردان از انگليسي --- دوکتور سيد احمد جهش

    اگر بخواهيم، جرياني که باعث گرفتاري سوريه در جنگ داخلي شده است را تغييردهيم، شايد بتوانيم طي سال ها نه، بل طي ماه ها به اين مامول دست يابيم.

    واضحا دمشق خطري را که متوجه سوريه بود وحتي اکنون موجوديت سوريه را به مثابه يک کشور تهديد مينمايد درست ارزيابي نکرده بود.

    به هرحال پرده از وضعيت "جلسه محرمانه " دوحه شروع به افتادن کرده است. در اوايل نوامبر"مخالفين " غير متجانس، متفرق، بدون برنامه و آينده ، براي خود شان "ائتلاف" و رهبري بنام "مويزاحمد الکاتب" تهيه ديدند. اما جهت رسيدن به اين هدف، قرار منابع اگاه از موضوع؛ به "مخالفين" سوري توسط قطر امر شده بود که قبل از ترک اتاق جلسه ناگزيراند بالاي مواد موافقتنامه به توافق برسند. اين، چنين معني ميدهد که "مخالفين سوري" تحت تهديد ميله تفنگ يا فشاري در همين حد به يک توافق حد اقل رسيدند.
    صدراعظم قطر "شيخ حامد بن جسيم بن جابرالتحاني" به اين جريان علاقه شخصي داشت . در حقيقت "شورش" در سوريه کاملا توسط دول خارجي و سرويس هاي استخباراتي شان مديريت شده است و لذا يک جنگ نيابتي بر ضد کشور سوريه بوده است؛ جنگي که ضرورت دارد تا "سوري ها" در خدمت آنان باشند و تنها به مثابه " رنگ محلي " خدمت نمايند.
    در سوريه جنگجويان از ممالک عربي ، عناصرالقاعده ، جهاديان ازافغانستان، سوماليا و پاکستان آمده اند. خوب مسلح اند. مردم ملکي را ميکشند و مقابل اردوي سوريه يکجا با تعدادي از فراريان اردوي سوريه ميجنگند.
    بدين سان در دوحه ضرورت بر آن بود تا مخالفين را که اعتبارشان حتي ذريعه تضمين کننده اصلي آن اضلاع متحده تحت سوال قرار گرفته بود، متحد سازند. اضلاع متحده تلاش همه جانبه کرد تا سيماي دروغين اپوزسيون را بازسازي کند و به آن انسجام و قابليت رويت دهد. اپوزيسيوني که توسط فرانسه، قطر و مخصوصا امريکا خلق شده و توسط ترکيه که به ترغيب آن ناتو راکتهاي پاتريوت را در خاک ترکيه نزديک سرحد سوريه جابجا کرد، کمک ميگردد.
    دوحه محل تمرکز دوباره شورشگران بود که نتوانسته بودند اهداف تضمين کننده گان خويش را برآورده سازند . در حقيقت وقتي ميتوانيم اوضاع را به درستي درک نمائيم که از جمله شرايط "پروتوکول دوحه "؛ از سندي که ما توانستيم در مورد مطلع گشته و رايزني نمائيم اگاه شويم .سند مذکور داراي سيزده نکته آتي ميباشد:

    1- سوريه تعداد عساکر اردو اش را بايد به پنجاه هزارتقليل دهد.

    2- سوريه حق حاکميت گولان را تنها از طريق سياسي داشته، هر دو طرف معاهده صلح را تحت رهنمائي اضلاع متحده و قطر امضا خواهند نمود.

    3- سوريه مکلف است تا همه سلاح هاي کيمياوي، بيولوژيک و راکتي خود را تحت نظارت امريکا از بين ببرد. اين پروسه در خاک اردن عملي ميگردد.

    4- سوريه بايد ادعاي حاکميت بالاي ليوا اسکندرون يا الکساندريته ( منطقه تحت منازعه سرحدي بين سوريه و ترکيه در ساحل مديترانه . مترجم ) را فسخ نموده از چند قريه سرحدي که باشنده گان آن ترکمن ها اند "محافظات " (واحد اداري در ممالک عربي . مترجم ) در اليپو وادليب به نفع ترکيه عقب نشيني کند.

    5- اخراج تمام اعضاي حزب کارگران کردستان، تسليمي آنهاي که از طرف ترکيه استرداد شان تقاضا ميگردد، درج حزب مذکور در لست سازمانهاي تروريستي.

    6- فسخ تمام معاهدات و قرارداد هاييکه در بخش برمه کاري و نظامي با روسيه و چين به امضا رسيده است.

    7- اجازه دادن به عبور لوله گاز قطراز خاک سوريه به ترکيه و اروپا.

    8- اجازه دادن به عبورلوله آب از بند اتاترک به اسرائيل از طريق خاک سوريه.

    9- قطر و امارات متحد عرب به ذمه گرفته اند تا خرابي هاي ناشي از جنگ را باز سازي نمايند؛ به شرط آنکه کمپني هاي شان بطور خاص به قرارداد هاي باز سازي و استخراج نفت و گاز دسترسي داشته باشند.

    10- فسخ روابط با ايران، روسيه و چين.

    11- قطع روابط با حزب الله و جنبش مقاومت فلسطين

    12- رژيم سوريه بايد اسلامي باشد نه سلفي.

    13- اين قرارداد به مجرد کسب قدرت توسط اپوزيسيون (نوت پيراستار الجزايري ) نافذ ميگردد.

    اين است قيمت فشارهاي خارجي، تسليمي و خيانت ممالک عربي . يک قيمت بلند و کمر شکن براي سوريه توسط افرادي که خود را " سوري يا سوريايي " ميخوانند؛ تائيد شده است.

    يقينا اين قرارداد يا ترجيحا " پروتوکول"، آن قيمتي است که جناح مخالف سوريه قراريکه در بند سيزدهم" موافقتنامه دوحه " تذکر رفته است بعد از نصب به قدرت در دمشق بايد بپردازد.

    بدين ترتيب هريک از ضمانت کننده گان " شورش مردم سوريه" طبق منافع و اشتهاي شان يعني اضلاع متحده امريکا با خلع سلاح و تجريد سوريه از دوستانش ، ترکيه با تصاحب قريه هاي سوريه و تعديل خط سرحدي با سوريه طبق منافع اش ، و قطربا گرفتن قرارداد هاي باز سازي سوريه و عربستان سعودي با استقرار رژيم اسلامي مورد نظرخودش، خود را کمک خواهند کرد.

    اين پروتوکول، اخته سازي مجازي سوريه بوده باعث سلب استقلال آن ميگردد. طوريکه مصر بعد از قرارداد کمپ ديويد در سال 1979 به آن معروض گرديد. هکذا در ماده دوم پروتوکول دوحه به توافق و مذاکرات صلح اشاره شده است در واقع طوري وانمود ميگردد که " اپوزيسيون " سوريه خود به رسميت شناختن فوري اسرائيل را تقاضا نمايد.
    اين پروتوکول استفاده مشترک ازمنابع سوريه است و در هيچ جاي آن از ديموکراسي، آزادي ، حقوق بشر، ساختمان سوريه نوين که در آن هرگروه قومي، مذهبي وعقيده وي از حقوق مساوي برخوردار باشند سخني در ميان نيست. غير از آنکه هر يک از" تضمين "کننده گان اولا خود را کمک ميکند و هرچه ميخواهد؛ ميگيرد.
    براي آنانيکه با تاريخ پرتلاطم عثماني شرق ميانه آشنائي دارند همه چيز قابل درک است و دوحه براي اپوزيسيون سوريه که ديگر توانائي اظهار نظر را نداشت، نقطه غير قابل برگشت و توجيه سوريا ئي بودن واقعه بود.
    اين وضع زمانيکه آمر ائتلاف "مويز احمد الکاتب" در چمدان شيخ حامد بن جسيم بن جابر ال تحاني جهت اشتراک در جلسه جامعه عرب که در اواسط نوامبر دائرشد به مصر آمد واضحا به مشاهده رسيد.
    در سوريه سناريو از آنچه در ليبيا عملي شده ؛ فراتر رفته است .اکنون خطر بي ثباتي عمومي جهان و حتي چند پارچه سازي ايکه کارشناسان ملکي و نظامي امريکائي بدون وقفه بالاي آن کار ميکنند موجود است. ما بايد اوضاع را جدي در نظر داشته باشيم .

    تبصره مترجم :

    با الهام از مطالب بالائي به صورت روشن به نظر ميرسد که عناصر خائن به وطن از جمله اي دولتمردان افغاني رژيم دستنشانده در کابل (مخصوصا آنهايي که به اساس اسناد انترنتي عضويت سازمانهاي جاسوسي بيگانه را دارند و مدالها و نشان هاي ممالک استعماري را در سينه هاي شان زده اند) بنا بر شوق و تمايل به منافع شخصي و يا تحت فشار و تهديدات حياتي در پاي اين نوع پروتوکول ها و توافقات و معاهده هاي تحميلي چه در کنفرانس بن و چه در کنفرانسهاي بعدي با ذلت و زبوني امضا کرده اند و آزادي و منافع ملي وطن و مردم را در قمار خانه هاي سياسي به معامله گذاشته اند.
    از اين رو ايجاب مينمايد تا شوراي ملي، جامعه مدني، احزاب ملي مترقي، جبهات ملي ، ائتلاف ها و شخصيت هاي ملي افغانستان؛ رژيم مزد ور کابل را وادار نمايند تا محتويات همه آن پروتوکول ها؛ توافقات و معاهده ها را به اساس آزادي اطلاعات به دسترس شان قرار دهد تا به اطلاع مردم رسانيده شده ، از سلب استقلال وغارت منافع ملي وطن پيش از پيش جلوگيري بعمل آيد.
    مُشاطرة هذه المقالة على: redditgoogle

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الأربعاء 2 ديسمبر 2020 - 11:47 ميباشد