چگونه پای قوای اتحاد شوروی به افغانستان کشانیده شد؟ (بخش پنجم)

    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 7123
    Registration date : 2007-06-20
    20190207

    چگونه پای قوای اتحاد شوروی به افغانستان کشانیده شد؟  (بخش پنجم) Empty چگونه پای قوای اتحاد شوروی به افغانستان کشانیده شد؟ (بخش پنجم)

    پست  admin

    چگونه پای قوای اتحاد شوروی به افغانستان کشانیده شد؟  (بخش پنجم) Ayu_oa13
     چگونه پای قوای اتحاد شوروی به افغانستان کشانیده شد؟
    (گذارش تحلیلی وضعیت وخیم بمیان آمده در  جمهوری دموکراتیک افغانستان)
     (بخش پنجم)
    محمد قاسم آسمایی
    بازپخش اسناد اشد محرم مقامات حزبی و دولتی اتحاد شوروی
    در مورد مناسبات افغانستان و اتحاد شوروی  بعد از شورش مسلحانه هرات  ۲۴ حوت سال  ۱۳۵۷
    ترجمه داکتر خلیل وداد


    ***
    تذکر ضروری:
    بازپخش اسناد اشد محرم مقامات حزبی و دولتی اتحاد شوروی در مورد مناسبات افغانستان و اتحاد شوروی (بعد از شورش مسلحانه در هرات)، عکس العمل های گوناگونی را در قبال دارد و خواهد داشت. شماری آنرا برای دریافت حقایق و واقعیت های تاریخی و پی بردن به مسایل پشت پردۀ مصیبت بزرگ وطن که با گذشت بیش از چهار دهه ادامه دارد، مفید و ضروری دانسته اند و شماری دیگر از موضع تعصب کور با جعلی خواندن آن، خواسته اند بر همه مدارک خط بطلان بکشند و بدینگونه آرزو دارند، روی های سیاه را سپید سازند؛ بی خبر از آنکه تاریخ بی رحم است و داوری آن خارج اراده و خواست افراد، سازمانها و نیروهای سیاسی است.
    عملکرد رهبری دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان بعد از هفتم ثور 1357 گواه این حقیقت تلخ است که بتدریج تازه بدوران رسیده ها، هدفمند و آگاهانه، در قدم اول همفکران ومتحدین خودرا مورد ضربه قرارداده و دستگاه دولت و حزب را از وجود آنها تصفیه و سپس چنین برخورد را با اقشار دیگر جامعه، شیوه رسمی دولتمداری قرار دادند. همزمان با آن با صدور فرامین که در آن هیچگونه ارزشی برای معتقدات مردم، عنعنات و شیوه های مورد احترام مردم قایل نشده بود، بر آتش افروخته هیزم انبار کردند و زمینه را برای گسترش نا آرامی های سراسری مساعد و تکیه گاه نیروهای ارتجاعی را تقویه نمودند.
     بدون بدبینی و خوشبینی باید گفت که نقش عمده و اساسی را در بحرانی ساختن وضع کشور حفیظ الله امین و شماری معدودی از حواریون نزدیک به او داشتند که با استفاده سوء از اعتماد، خوشبینی و ساده اندیشی شادروان نورمحمد تره کی حزب و جامعه را به طرف بحران بردند و در نهایت زمینه را برای لشکر کشی اتحاد شوروی مساعد ساختند.
    سوال اساسی این است که انگیزه اصلی حفیظ الله امین از بحرانی ساختن وضع وطن چه بود و چرا چنین کرد؟
    در بخش های بعدی در مورد پافشاری حفیظ الله امین درمورد اعزام قوای شوروی، بیشتر خواهید خواند. ق. آسمایی
     
    ***
     
    کارگران جهان متحد شوید!
     در جریان ۳ روز قابل  برگشت به کمیته مرکزی ح.ک.ا. ش. (شعبه اسناد و ارتباط سکتور ۱) است.
     
    کمیته مرکزی ح. ک. ا.ش.
    اشد محرم
    پرونده  ویژه
    شماره  پ.  ۱۴۹/XIV
    به  رفقا،  بریژنف، کاسیگین، اندروپوف، گرومیکو، سوسلوف، اوستینوف، پوناماریوف، روساکوف، بایباکوف، سکاچکوف  و زمیاتین.
     
    نقل از پروتوکول شماره ۱۴۹جلسه  بیروی سیاسی کمیته  مرکزی ح.ک.ا.  ش. مؤرخ ۱۲ اپریل ۱۹۷۹.
     
     
    در مورد خط مشی آینده ما پیرامون اوضاع افغانستان.
    نظریات ارائه شده  پیرامون این مسئله که در یادداشتهای رفقا هریک گرومیکو، اندروپوف، اوستینوف، پوناماریوف مورخ اول اپریل ۱۹۷۹ ارائه  شده اند، (پیوست این سند) تأیید اند.
    منشی کمیته مرکزی
     ۱۶  –  ز
     
    رفقا، سندِ حاضرِاشدِ محرمِ  کمیته مرکزی  ح.ک.ا.ش نباید بدون اجازه کمیته مرکزی به  کسان دیگر داده شود. کاپی برداری از اینچنین اسناد و بازنویسی آن بطور قطعی ممنوع است. رفقایی که برایشان سند ارسال گردیده باید آنرا پس از مطالعه با  قید تاریخ امضأ نمایند.
    ***
     
      در مورد ماده  XIV  پروتوکل شماره ۱۴۹
     
    اشد محرم
    پرونده ویژه
    کمیته  مرکزی  ح.ک.ا.  ش.
     
    مطابق به دستور مورخ ۱۸ مارچ سالروان  (شماره ۱۴۷/پ) اینک گذارش تحلیلی وضعیت وخیم اخیراً بمیان آمده در  جمهوری دموکراتیک افغانستان با ارائه نظریات در مورد گامهای احتمالی ما برای کمک به رهبری ج.د.ا. در جهت تقویت  مواضع  آن و ثبات در آنکشور پیشکش می‏شود.
     
    انقلاب بوقوع پیوسته در اپریل سال گذشته در افغانستان در کشوری از نظر اقتصادی فوق العاده پسمانده فیودالی با اشکال نهایت عقب مانده آن با ذخایر داخلی بکلی محدود رخ داد. رژیم گذشته پس از خود انبوهی از مشکلات حاد اجتماعی- اقتصادی و سیاسی را بجا گذاشت.
     
    در شرایط مبارزه حاد طبقاتی در یک قطب حزب دموکراتیک خلق افغانستان که بیانگر آرمانهای توده‏های زحمتکش است و در قطب دیگر نیروهای مدافع منافعِ خوانین- فیودالان، بورژواری کمپرادور و بخش ارتجاعی روحانیون قرار گرفتند. نیروهای ارتجاعی افغانی از بیسوادی تقریباً همگانی مردم، تضادهای پیچیده قومی و ملیتی، عقیده کورکورانه (فاناتیزم) مذهبی و ناسیونالیزم افراطی بهره برداری دقیق مینمایند.
     
    اعمال تخریبی، سبوتاژ و مقاومتِ طبقات استثمارگر سرنگون شده باعث شدت چالشهای اقتصادی گردیده، تولید محصولات صنعتی و کشاورزی را پایین آورده، فعالیت کاری را مختل ساخته، گرانی را بار آورده و در نهایت عواید بودجه دولتی را کاهش میدهد.
     
    فعالیت نیروهای ارتجاعی که در لحظه کنونی توسط رهبران اسلامی که هسته آنرا «اخوان المسلمین» میسازد و اساس آنرا انزجار عمومی از دولت نوین با فعالیت جدی ضد انقلابی گروهکهای جدایی طلب و ملی گرا و همچنین سازمان مائویستی «شعله جاوید» تشکیل میدهد، اداره می‏گردد.
     
    نیروهای ضد انقلابی با غلبه بر روحیه (اولیه) سراسیمه گی ناشی از پیروزی غیرمترقبه انقلاب ثور در این اواخر تا حد زیادی متشکل گردیده اند. آنها حتی شکل مبارزه شان را دگرگون ساخته - از شیوه جنگ تخریبی مخفی به اشکال جنگ علنی دست یازیده، توانسته اند نه تنها در داخل کشور تجدید ساختار نمایند بلکه در خارج کشور نیز با حلقات روحانی و امپریالیستی روابط گسترده برقرار نمایند، که با پشتیبانی وسیع تبلیغاتی آنها همزمان از آنان اسلحه و پول دریافت می‏کنند.
     
    ارتجاع تحت شعار های شدیداً ضد کمونیستی (انتی کمونیستی) و ضد شوروی (انتی سویتیستی) عمل کرده و هدفش را سرنگونی نظام انقلابی- دموکراتیک و ایجاد «جمهوری آزاد اسلامی» در افغانستان قرار داده است.
     
    برنامه حزب دموکراتیک خلق افغانستان اجرای دگرگونیهای وسیع سیاسی- اجتماعی و اقتصادی را به نفع توده‏های حمتکش پیش بینی می‏کند، ولی این مرام هنوز در مراحل آغازین تحقق قرار دارد و برای بخش وسیع توده‏ها هنوز ملموس نبوده و آنها به ارزش مترقی آن پی نمیبرند. رفع عقبماندگی قرون، حل معضلات کشور که نظام نوین از آغاز با آن روبرو شده، زمان و برخورد گام به گام و سنجیده میخواهند. بر رهبری جمهوری دموکراتیک افغانستان است که باید در حقیقت از نو دستگاه دولتی را بازسازی نموده، نیروهای مسلح کشور را تجدید ساختار و تقویه کرده و تجربه ساختمان حزبی و دولتی را کسب کند.
     
    یکی از نشانه‏های ضعف ساختار نظام مردمی آنست که این حکومت شالوده واقعی را در ارگانهای ولایتی، شهری و روستایی ایجاد نکرده تا به اینوسیله در اداره امور دولت در مرکز و بویژه در محلات همکاری زحمتکشان را جلب نماید.
     
    چالش اساسی برای حاکمیت نوین عبارت از روابط متقابل با روحانیت و سران قبایل مخالف دولت که دو نیروی با نفوذ در شرایط افغانستان اند، میباشد. حل این مسایل که برخورد سنجیده و معقول میخواهد، تا کنون نایاب است، زیرا این نیروها کماکان مخالفان اصلی رژیم میباشند. این آنها اند که نقش اصلی را در فعالیتهای ضد انقلاب بازی می‏کنند. یکی از انگیزه‏های تشدید فعالیت ضد دولتی روحانیون در افغانستان رویدادهای ایران بود که همانند انفجاری از بنیادگرایی مذهبی در تمام خاور مسلمان پخش شد.
     
    چالشهای موجود رهبری ج.د.ا. به علت این ‏که ح.د.خ.ا. هنوز به سازمان سیاسی توده‏یی سراسری تبدیل نشده پیچیده تر می‏شود. کارگران پیشرو و دهقانان تهیدست با کندی به فعالیتهای حزب جلب میگردند.
     
    خود حزب پس از انقلاب ثور دچار انشعاب شد، که بطور جدی باعث ضعف موقف آن و اعتبار آن شد. ح.د.خ.ا. به‏دلیل مبارزه درون حزبی میان گروههای خلق و پرچم نه تنها رشد نمینماید، بلکه هنوز هم ضعیف است. اکثریت رهبران برجسته پرچم یا نابود شده‏ یا از کار حزبی، دولتی و ارتش برکنار گردیده و بعضی ها بحیث مهاجرسیاسی در خارج زندگی می‏کنند. وضعیت بمیان آمده بالای آنعده پرچمیها که هنوز در حزب باقیمانده اند، تأثیر نامطلوبی دارد. وضع به‏دلیل تعویض متواتر رهبری واحد های مهم اداری مرکز و اطراف و تبدیل دایمی کادرهای افسری نیز نابسامان است.
     
    دشمنان انقلاب هم در مرکز و هم در خارج بویژه در خاک پاکستان و ایران که تعداد بیشماری از مخالفان نظام جدید به آنجاها فرار کرده اند، فعال اند. برمبنای اطلاعات دست داشته در سازماندهی فعالیتهای ضد دولتی ارگانهای جاسوسی کشورهای غربی در گام نخست امریکا و همچنان چین دست دارند. آنها از این فرصت که مرز میان افغانستان، پاکستان و ایران عملاً آزاد است، استفاده میبرند.
    از این سرحدات نه تنها گروههای تخریبکار و تروریست گسیل میشوند، بلکه مقدار قابل ملاحظه سلاح نیز ازین طرق وارد کشور می‏شود.
     
    ضد انقلاب داخلی و خارجی نه تنها ضعفهای عینی نظام جدید را بلکه اشتباهات و لغزشهای جدی رهبری افغانستان را نیز مورد بهره برداری قرار میدهد. هویداست که پس از پیروزی انقلاب ثور در حل مسایل داخلی و همچنان دولتی اکثراً تعجیل گردیده، از اختناق غیر بخشودنی کار گرفته شده، حسابات شخصی تسویه شده و در جریان بازپرسیها در برابر زندانیان از فشار و زور کارگرفته شده است.
     
    نارضایتی ناشی از اختناق به ارتش که پایه حمایت از دولت نوین بوده و است، نیز سرایت کرده، که این امر کار ضد انقلاب را برای تخریب و بی اعتبارسازی نظام جدید در داخل و خارج کشور آسان ساخته است. فرماندهان بیشماری با دیدن اینکه همکاران شان بازداشت شده و نابود میشوند، احساس بی اطمینانی نموده و از زندانی شدن بیم دارند. چنانچه رویدادهای هرات که در آنجا نه تنها مردم )عادی) بلکه قطعات معینی از اردو به ابتکار قوماندانهای شان جانب شورشیان را گرفتند، شاهد این امر اند.
     
    حوادث هرات ضعف تبلیغ و ترویج سیاسی - توده‏یی ح.د.خ.ا. را در میان مردم نیز نشان داد. کار تخریبی که دشمنان گونه گون نظام نوین منجمله روحانیون پیش میبرند، بمراتب گسترده تر و فعالتر از آن کار سیاسی است که توسط نمایندگان حزب در میان توده‏ها در محلات اجرأ می‏شود.
     
    رهبری شوروی چندین بار به رهبران ج.د.ا. حتی در سطوع عالی با توصیه‏های معینی تماس گرفته آنها را به اشتباهات و زیاده رویهایشان متوجه کرده، مگر رهبران افغان که از انعطاف سیاسی بدور بوده بی تجربه اند، وقعی لازم به این اندرزها نگذاشتند. خامی سیاسی رهبری ج.د.ا. در آستانهء حوادث هرات زمانی هویدا شد، که آنها با عدم درک صحیح حوادث کاری کردند که اگر جانب اتحاد شوروی به در خواست طرف افغانی پاسخ میگفت عواقب آن احتمالاً ورود قطعات نظامی شوروی به آنکشور میبود.
     
    کاملاً واضح است که به ‏دلیل خصلت داخلی شورشهای ضد دولتی افغانستان شرکت قطعات شوروی در سرکوب آنها، از یکسو لطمه بزرگی به حیثیت بین المللی اتحاد شوروی وارد نموده، از سوی دیگر ناتوانی حکومت تره کی را برملأ کرده و باعث تشویق ضد انقلاب داخلی و خارجی در خصوص پیشبرد وسعیتر اقدامات ضد دولتی خواهد شد.
     
    باینترتیب تصمیم ما مبنی بر خودداری از برآورده شدن خواهش رهبری ج.د.ا. برای گسیل قطعات نظامی شوروی کاری درست بوده است. ما باید این مشی را در جریان حوادث ضددولتی در افغانستان که از احتمال بدور نیستند، تعقیب نماییم.
     
    همزمان، واضح است که ما از سوی خویش باید در آینده نیز حد اعظم تلاش نماییم تا به جمهوری دموکراتیک افغانستان کمک نماییم تا در طرد ضد انقلاب، آوردن ثبات در کشور، گسترش نفوذش در میان توده‏های مردم و جلب آنها برای دگرگونیهای اجتماعی پیروز شود.
     
    از نخستین روزهای انقلاب ثور در افغانستان اتحاد شوروی از دولت جدید با شیوه های سیاسی در عرصه بین المللی پشتیبانی کرده، در بخش اقتصادی مساعدت گسترده نموده، در تحکیم نیروهای مسلح افغانستان سهم گرفته و در پرورش کادرهای متخصص کمک مینماید.
    در ادامه در مورد اقدامات اضافی برای حل معضلات افغانستان می‏توان این نکات را برشمرد:
    به رهبری ج.د.ا. در مورد ارتقای مورال رزمی اردوی افغانستان، در تأمین وفاداری ارتش به حاکمیت مردمی- انقلابی و در استحکام مؤثریت ارگانهای امنیتی منجمله قوای سرحدی کمکها را باید ادامه داد. با درنظر داشت حوادث اخیر در افغانستان و این‏که مقدار معتنابهی از سلاحهای نوین به این کشور داده شده و ارسال خواهد شد و پرورش کارشناسان نظامی افغانی در مؤسسات آموزشی اتحاد شوروی عملی گردیده، باید به امر استفاده درست و بجای این اسلحه و تخنیک جدید نظامی تأکید جدی شود. این امر کمکهای ارائه شده از طریق ارگانهای امنیتی را نیز در بر میگیرد.
    باید در چوکات امکانات ما مسئله کمکهای اقتصادی به افغانستان را که به امر استحکام سریع مواضع سیاسی رژیم انقلابی - دموکراتیک در کشور مؤثر واقع شود، بطور عاجل بررسی کرد. همچنان توجه رهبران افغانی را به انکشاف اقتصاد و در قدم نخست آن بخشهایی که به رشد نیروهای مؤلده در کشور ممد اند، مبذول داشت، تا باشد که به حل معضلات اقتصادی کمک نموده و زمینه‏های کار برای مردم را مهیا سازند.
    در هر گونه تماسی و از هرنوع مجرایی با رهبری ح.د.خ.ا. منظماً باید توجه آنان را به مسئله گسترش پایه‏های سیاسی یی که حزب و دولت به آن اتکأ مینمایند، خواهان شد.
    ازجمله به رهبری ج.د.ا. باید اهمیت ادامه پیگیرانه اصلاحات اجتماعی- اقتصادی طرح شده و از جمله ریفورم ارضی که در امر پیشبرد آنها باید از تعقل کار گرفته، از شتاب زدگی پرهیزیده و در موقع اجرای آنها متوجه جنبه سیاسی- ایدیولوژیک مسئله باشند، را تلقین کرد. طور نمونه به آگاهی دهقانان باید رسانده شود، که آنان از برکت انقلاب ثور صاحب زمین شده اند و اگر آنها از حاکمیت مردمی دفاع نکنند، آنرا از دست می‏دهند. اینچنین کارهای توضیحی در مورد اصلاحات دیگر اجتماعی- اقتصادی نیز باید پیش برده شود.
    برای گسترش شالوده‏های سیاسی ح.د.خ.ا. باید به رهبری ح.د.خ.ا. اهمیتِ گذار مرحله‏یی به ایجاد ارگانهای انتخابی حاکمیت البته با حفظ نقش کلیدی حزب در ساختار دولتی و سیاسی کشور و طرح و تصویب قانون اساسی کشور در آینده برای تحکیم حقوق دموکراتیک مردم و قانونمندی فعالیتهای ارگانهای دولتی خاطر نشان شود.
    در تماسها با رهبری افغانی باید به آنها اهمیت جدی وحدت رهبری و بسیج صفوف حزب را در پهلوی رشد اعضای آن توضیح داد. به آنها همچنان ارزش اخذ فیصله‏های مهم حزبی و دولتی دستجمعی نیز خاطر نشان گردد. به حزب دموکراتیک خلق افغانستان و رهبری ج.د.ا. در پیشبرد امور تشکیلاتی در حزب، کار توضیحی، سیاسی- توده‏یی در میان مردم و پرورش کادرهای حزبی- دولتی کمک عملی صورت گیرد.
    کماکان توجه رهبری افغانستان به پیشبرد کار لازمی در میان روحانیون مسلمان و رعایت جدی معیارهای حقوقی مبتنی بر قانونمندیهای انقلابی و انتخاب شیوه‏های معقولتر در هنگام بازداشت آنان، را باید جلب نمود، تا به این شیوه آنهارا جذب نموده و از تأثیر رهبران مرتجع مسلمان در میان توده‏ها جلوگیری شود. به این هدف فقط با نمونه‏های مشخص آزادی مذهب می‏شود نایل گشت واینکه باید نشان داد، نظام نوین روحانیون را نه در کُل بلکه فقط آنانی را که در برابر حاکمیت انقلابی قرار میگیرند، محکوم مینماید.
    باید رهبری ج.د.ا. را بازهم به لزوم تحقق و تطبیق جدی مقررات معین مبتنی بر قانونیت انقلابی و بویژه در استفاده درست از شیوه‏های زور و فشار معتقد ساخت. البته این امر به معنی آن نیست که در برابر آنانی که برعلیه شان شواهد جدی مبنی بر مخالفت و بویژه سهم فعال شان در فعالیت ضد انقلابی وجود دارد، از زور و تضییق نباید کار گرفت. اصل مطلب اینست: نباید با سرنوشت مردم بویژه اعضای حزب و کادرهای ارتش بر اساس شواهد تصادفی و غیر دقیق بازی کرده و به اصطلاح با فیصله‏های «دوگانه» و «سه گانه» بدون بازرسی، سند و تدویرِ دادگاه دست به محاکمه زد.
    با در نظر داشت اهمیت روابط شخصی و بخاطر انتقال نظریات و مشوره‏های ما در مورد مسایل گونه گون به رهبری ج.د.ا.، متناسب به نورمال شدن اوضاع در افغانستان باید به سفرهای منظم در سطوح مختلف میان دوطرف دست یازید.
    باید از راههای دیپلماتیک و همچنان از طرُق دیگر به اقدامات معین در جهت جلوگیری از مداخله کشورهای دیگر بویژه همسایگان افغانستان در امور داخلی این کشور ادامه داد.
    بدوستان افغانی باید در امر تحقق کار توده‏یی- سیاسی منجمله در بخش تبلیغات رادیویی که در شرایط افغانستان با درنظرداشت، سطح بالای بیسوادی دارای ارزش زیادیست، کمک عملی کرد. در کار تبلیغاتی ما برای افغانستان روابط همسایگی عنعنوی نیک، که در حال حاضر جزء لاینفک مناسبات میان کشورهای ما بوده و اکنون وارد مرحله ارتقایی خویش شده، اتکأ کرد. بطور گسترده و عام فهم از رشد اجتماعی- اقتصادی جمهوریتهای آسیای میانه در سالهای حاکمیت شوروی توضیحات داده شود، از نمونه‏های این جمهوریتها و جمهوریتهای دیگر شوروی در امر بیهوده گی سرکوب های آزادی مذهبی و منجمله تعقیب مسلمانان  مثال ارائه شود.
    باید به کشورهای برادر سوسیالیستی منظماً در مورد گامهای اتخاذ شده ما در امر کمک به رهبری ج.د.ا. بخاطر ثبات اوضاع اطلاع داده و همیاری آنان را برای پشتیبانی معین سیاسی و کمک مادی به افغانستان جلب نمود.
    پیشنهادات مشخص در مورد مسایل مطروحه و همچنان موضوعات دیگر مطابق به اوضاع اتخاذ خواهند شد.
     
    خواستار نظرات تان هستیم.
     آ. گرومیکو، یو. اندروپوف، دِ. اوستینوف، ب. پوناماریوف.
    اول اپریل ۱۹۷۹
    مُشاطرة هذه المقالة على: diggdeliciousredditstumbleuponslashdotyahoogooglelive

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الأحد 25 أغسطس 2019 - 0:28 ميباشد