چگونه پای قوای اتحاد شوروی به افغانستان کشانیده شد؟ بخش چهارم

    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 7123
    Registration date : 2007-06-20
    20190207

    چگونه پای قوای اتحاد شوروی به افغانستان کشانیده شد؟ بخش چهارم Empty چگونه پای قوای اتحاد شوروی به افغانستان کشانیده شد؟ بخش چهارم

    پست  admin

    چگونه پای قوای اتحاد شوروی به افغانستان کشانیده شد؟ بخش چهارم Ayu_oa12
    چگونه پای قوای اتحاد شوروی به افغانستان کشانیده شد؟
    جریان مذاکرات رهبری سیاسی ونظامی اتحاد شوروی با نورمحمد تره کی
    (بخش چهارم)
    محمد قاسم آسمایی
    بازپخش اسناد اشد محرم مقامات حزبی و دولتی اتحاد شوروی
    در مورد مناسبات افغانستان و اتحاد شوروی  بعد از شورش مسلحانه هرات  ۲۴ حوت سال  ۱۳۵۷
    ترجمه داکتر خلیل وداد
     

     
     
    قابل برگشت به کمیته م. ح.ک.ا.  ش. است
    عبه اسناد و ارتباط  سکتور  )
    شماره پ ۱۴۹/ XIV
    به اعضای اصلی و علی البدل بیروی سیاسی   
    کمیته مرکزی ح.ک.ا.ش.  ارسال  شده  است.
                                
    اشد محرم
    پرونده ویژه
     
    یادداشت مذاکرات ل. ای. بریژنف با نورمحمد تره کی
    ۲۰ مارچ  سال ۱۹۷۹
     
    در  مذاکرات  آ.  ن.  کاسیگین،  آ.آ.  گرومیکو،  دِ.  فِ.  اوستینوف،  و  ب..ن.  پوناماروف  اشتراک  داشتند.
     
    ل. ای. بریژنف: رفیق عزیز تره کی، من از آمدن تان به نزد ما بسیار خوش هستم. مگر میخواهم  این  را  پنهان  نکنم  که در روزهای پسین با نگرانی مراقب اوضاع افغانستان هستیم. از گفتگوهای شما با رفقای ما برمی‏آید که رفقای افغانی ما  شخصاً از این امر جداً نگران اند.
    درحال کنونی وظیفه عمده، طوری که ما  میبینیم عبارت از گذاشتن گامهایی در جهت اصلاح اوضاع بمیان آمده و رفع عواملی  که ساختمان جامعه نوین را در جمهوری دموکراتیک افغانستان تهدید میکنند، میباشند. البته نه تنها به رفع خطرات تهدید،  بلکه به استحکام دستآوردهای انقلاب ثور نیز باید دست یازید.
    بدون شک، هم نزد ما و هم نزد شما پرسش بمیان می‏آید: این گامهای اتخاذی کدامها باید باشند؟ بعضی از اقدامات را من  اینجا  نام می‏برم، مگر ادعا ندارم که این فهرست نهایی و کامل است.
    آنطور که معلوم میشود، زیربنای اتکای حزب و دولت را وسیعتر باید ساخت. در اینجا در گام نخست مسئله اتحاد حزب تان،  اعتماد متقابل، وحدت ایدیالوژیکی- سیاسی صفوف آن از پایین تا بالا پراهمیت میباشد.
    مهم است که در مورد امکان جبهه  ملی تحت رهبری حزب دموکراتیک خلق افغانستان بمثابه رهبری شناخته شده مردم نیز  اندیشیده شود. ما فکر میکنیم که این جبهه می‏تواند سازمانهای اجتماعی- سیاسی را درخود بسیج ساخته و به کارگران،  دهقانان، بورژواهای خرده و میانه، روشنفکران، متعلمان، جوانان و اقشار پیشتازِ زنان متکی  باشد.  مرام  این  جبهه  می‏تواند،  اتحاد نیروهای ضدامپریالیستی و ملی- میهن پرست در مبارزه با ارتجاع داخلی و خارجی باشد. همزمان این جبهه می‏تواند،  به وسیله مهمی در جهت پرورش سیاسی مردم و جلب آنها به پروسه انقلابی تبدیل شود.
    در نواحی روستایی خوب خواهد  بود، که (البته با در نظرداشت تقریبی تجارب ما) کمیته‏های بینوایان را از میان دهقانان  کم  زمین، بیزمین و مقروضان با هدف مبارزه با فیودالان و زمینداران- سرمایه دار ایجاد کرد. و، البته باید کوشید، تا اردو در  دفاع از حاکمیت مردمی- انقلابی بایستد و در این راه  از هیچ چیز دریغ نباید کرد. اینکه چطور آنرا در اوضاع بمیان آمده  تطبیق کرد، خودتان بهتر میدانید.
    مثلاً فقط در یک مورد اگر بگویم، مهم است که در میان کادر قوماندانی تان احساس اطمینان به موقف مستحکم شان بمیان  آید. اگر رهبری اردو زود زود تعویض شوند، نمی‏توان ازآن توقع زیاد داشت. و این تشویش ایست بجا، بویژه که این تعویضها  منجر به زندانی شدن شان تمام شود. چون بسیاری از  قوماندانان با دیدن اینکه همکاران شان زندانی شده و نابود میشوند،  شخصاً اطمینان به آینده را از دست می‏دهند.
    البته این به معنی آن نیست که در برابر کسانی که واقعاً اسناد جدی ضدیت با حاکمیت انقلابی برعلیه شان وجود دارد، از  شدت کار نگرفت. اما این سلاح تیز و برنده را باید با بسیار دقت و هوشیاری بکار برد.
      در خصوص آنکه در هرات چه گذشت، به جزئیات نخواهم پرداخت. رفقای ما در مذاکره با شما به این مسئله تماس گرفته  اند. البته که نورمال شدن اوضاع در این شهر تأثیر مثبتی بالای همه کشور داشته و حلقات معین مخالف دولت انقلابی را  نیز  متأثر خواهد ساخت.
    چطور میشود به این امر دست یازید؟ رک و راست میگویم: چنین  بر میآید که شما از عهده کار سیاسی- توده‏یی برآمده  نمی ‏توانید. ظاهراً کارتخریبی که توسط گروههای گونه گون مخالف نظام جدید منجمله روحانیون مرتجع پیش برده می‏شود،  به مراتب فعالتر و گسترده تر از آن کارسیاسی است که توسط نمایندگان حزب در محلات پیش برده می‏شود. این مسئله بسیار  مهم نه تنها مربوط به هرات است، بلکه به کل کشور تعلق میگیرد. ما این را از تجربه شخصی خود از سالهای نخست پس  از انقلاب اکتبر و بعد از آن میدانیم.
    بدون شک باید در میان روحانیون کار لازمی را باید انجام داده و حداقل تلاش نمود که بخشی از روحانیون اگر علناً در دفاع  از حکومت قرار نمیگیرند، اقلاً در مخالفت از آن نیز قرار نگیرند. اگر به این امر نایل شوید، کارعالی خواهد بود. بهترین  راهِ رسیدن به این هدف نمونه‏های مشخصی است که حاکمیت جدید تلاش کند، به روحانیون نشان دهد، آنها را بصورت عموم  و همچنان رهبران شان را مورد تعقیب قرار نمیدهد، بلکه فقط آنانی را بازداشت خواهد کرد که بر ضد نظام انقلابی قرار  میگیرند. ما فکر میکنیم که هرگامی در این راستا مفید خواهد بود.
    اکنون در مورد پرسش شما که در صحبت تلفونی با رفیق کاسیگین و سپس در اینجا در مسکو در خصوص اعزام  قطعات  نظامی اتحاد  شوروی به افغانستان مطرح کرده بودید. ما این مسئله را طور همه جانبه بررسی کرده، دقیقاً آنرا ارزیابی  نمودیم و من به شما به صراحت میگویم: این کار را نباید کرد. این کار فقط آب را به آسیاب دشمنان شما و ما خواهد انداخت.  شما در مورد این مسئله با رفقای ما صحبت مفصل داشتید. و آروز برده می‏شود، که شما تصورات ما را در اینباره  درک  مینمایید.
    مگر، اعلام علنی این مسئله توسط شما یا ما مبنی براینکه ما برنامه انجام آن را  نداریم، در لحظه فعلی بدلایل معینی لازم  نیست.
    حزب و دولت شوروی ما به شما همه کمکهای سیاسی را انجام خواهند  داد. از جمله ما همین اکنون به کشورهایی چون  ایران  و پاکستان با جدیت توصیه میکنیم، تا جلو هرنوع مداخله در امور افغانستان را  بگیرند.
    رفقا به شما از تصمیم ما گفته اند، که بصورت عاجل تجهیزات و تسلیحات جدید را با کمکهای مادی به افغانستان انقلابی  ارائه خواهیم  کرد. خوب خواهد بود، که کمک اقتصادی شوروی ازین قبیل و اعطای ۱۰۰ هزارتن گندم از طریق رسانه‏ها  بشکل لازم به سمع مردم افغانستان برسند. این امر پیش از همه برای استحکام مواضع دولت افغانستان لازمیست.
    آن تسلیحات و تخنیک نظامی را که ما اکنون طور اضافی میدهیم، بشکل محسوس توان رزمی اردوی افغانستان را بالا خواهد  برد. مگر این امر وقتی ارزش دارد که سلاحها در دستهای مطمئن باشند، نه در دست دشمنان.
    مطابق به خواهشهای شما ما به افغانستان تعدادی مشاورین و کارشناسان را هم در عرصه های نظامی، هم غیر نظامی و هم  در عرصه‏های دیگر فرستادیم. نزد شما بیشتر از ۵۰۰ جنرال و افسرما کار می‏کنند. طوری که بمن گذارش دادند، شما  از  کار متخصصان و مشاوران شوروی راضی هستید. و این خوب است. اگر لازم باشد ما طور اضافی یکعده کارشناسان حزبی  و همچنان حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ افسر دیگر را نیز خواهیم فرستاد.
    حق با من نخواهد بود اگر من به ‏یک مسئله دیگر که ما بادقت بالای آن  فکر کردیم، تماس نگیرم. چرا، با وجود وخامت  اوضاع افغانستان و گسیل هزاران نفر مسلح از ایران و پاکستان به کشورتان مرزهای شما با این ممالک باز مانده و حتی  حالا هم بسته نیستند؟ با صراحت به شما میگویم، ما در اتحادشوروی به کسی چنین اجازه‏یی را نمیدهیم. این امر به نظر ما  غیرعادیست و آن را باید اصلاح کرد.
    و بالآخره میخواستم به شما بگویم، که در اوضاع  بمیان آمده کنونی نقش اساسی را جلب اکثریت توده‏ها بوسایل سیاسی و  اقتصادی در حمایت از شما خواهد داشت. بازهم  اذعان مینمایم، که باید مجموعه راههای ممکن را بررسی نموده و آنهایی  را که باعث تشویش قانونی مردم شده و احساس مخالفت شان را ببار میآورد طرد کرد.
    اجازه دهید ابراز اطمینان نمایم که شما حوادث بمیان آمده را زیرکنترول در میآورید. بشما پیروزی میخواهم، رفیق تره کی،  پیروزی تان را در مبارزه برای استحکام دولت انقلابی در افغانستان، در امر دفاع از دستآوردهای انقلاب ثور آرزو مینمایم.
    ن. م. تره کی:  از شما بخاطر دادن امکان سفر دوباره به اتحادشوروی دوست و ملاقات با رهبری اتحاد شوروی و شخصاً  با شما رفیق بریژنف با هدف تبادله نظریات پیرامون مسایل مورد علاقه دو کشور همسایه سپاسگذارم. من مشوره ها و  نظریات صریح رفیق بریژنف را در جریان مذاکرات دوجانبه ما خیلی ارج میگذارم.
    آنچه مربوط به ایجاد جبهه متحد ملی می‏شود، باید بگویم که این جبهه عملاً بشکل ساختاری از سازمانهای حزبی، جوانان،  اتحادیه‏های صنفی و غیره سازمانهای اجتماعی تحت رهبری حزب دموکراتیک خلق وجود دارد. مگر نه به همان شکلی  که  در بعضی از کشورهای دوست سوسیالیستی است، به ‏دلیل عقبماندگی اقتصادی و عدم آمادگی سطح رشد سیاسی بعضی  از  مناطق کشوراکثریت توده‏های زحمتکش و روشنفکران افغانستان ارزش برنامه‏ها و اقدامات مشخص ما را در جهت تجدید حیات اجتماعی- اقتصادی درک مینمایند. متأسفانه بعضی مخالفان هموطن ما و ناراضیان خارجی در حال حاضر همانند  گذشته تلاش می‏کنند، دستآوردهای معین رهبری جدید پس از انقلاب ثور را در راستای ساختمان جامعه سوسیالیستی در آینده  بدنام سازند. بعضی از دشمنان ما، همانطوری که حوادث هرات نشان دادند، تلاش می‏کنند، حاکمیت جدید مردمی را نابود  کرده، افغانستان را به گذشته فیودالی بازگردانند. در چنین شرایطی رهبری کشور نمیتواند به  قدامات نهایی در برابر این  افراد و گروهها دست نیازد، البته در برابر بعضی از روحانیون، شعله‏یی ها و غیره اشخاص که  علناً با دولت نوین مردمی  سر مخالفت دارند، در مطابقت کامل با قانون برخورد شده و هیچ متهم بدون ارتکاب جرم بازداشت نمی‏شود. این اقدامات  شامل حال یک گروه بسیار کوچک افراد مخالفان علنی رژیم می‏شود.
    تجربه تاریخ نشان میدهد که با دشمنان سوگندخورده نظام پیشرو جدید، که علناً و اکثراً مسلحانه در برابر دستآوردهای خلق  بپا میخزند، باید با قاطعیت و بدون تزلزل مبارزه کرد.
    در این اواخر دشمنان خارجی ما عمدتاً ایران، پاکستان، ایالات متحده  و بریتانیا فعالیتهای تخریبی شان را علیه ما تشدید  نموده  اند، که  در چندین راستا  پیش برده می‏شود. آنها تبلیغات مختلفی را براه انداخته، گروهای ویژه جواسیس، کارشکنان و  تروریستها را آماده مینمایند. این کشورها مناسبات دوستانه و همسایگی نیک کشورهای ما را  نیز به باد انتقاد میگیرند.
    خلق افغانستان جنگ با ایران و پاکستان را نمیخواهد، و اگر آن صورت بگیرد، به نفع شان نخواهد بود- پشتونها و بلوچها  در  آنصورت به نفع  افغانستان بپا خواهند خاست. میخواستم بگویم که نقش اساسی را در اعمال تخریبی ضد افغانستان عناصرِ  مخالف منجمله افغانهای مقیم پاکستان و رهبری کنونی آنجا با کمک چین بازی می‏کند. حزب و دولت ما با خونسردی به این  تلاشهای جانب پاکستان پاسخ  داده و نمیخواهد مناسبات پاکستان- افغانستان بدتر شود.
    مسئله بستن مرزهای ما با ایران و پاکستان بسیار مشکل است. ما آنرا بعلت نداشتن وسایل کافی انجام داده  نمی‏توانیم. برعلاوه  بستن سرحدات افغانستان- پاکستان باعث نارضایتی هم پشتونها و بلوچهای پاکستان و هم از افغانستان خواهد شد که میان  خویش روابط محکم قومی داشته و بالآخره به ضرر حیثیت دولت کنونی افغانستان تمام خواهد شد.
    مگر باوجود اینهمه دشواریهای عینی ومداخلات ارتجاع داخلی و خارجی انقلاب افغانستان بتدریج و با ثبات به راه  ساختمان  زندگی نوین خواهد رفت. در این امر رهبری افغانستان به تجارب غنی اتحادشوروی دوست اتکأ نموده و روی  پشتیبانی و  حمایت بموقع شان حساب می‏کند.
    با استفاده از فرصت، از شما رفیق عزیز لیونید ایلیچ  بریژنف و دیگر رهبران اتحاد شوروی از زمینه سازی چنین فرصت  که توانستیم روی مسایل مهم حزب و دولت ما تبادل نظر کنیم، سپاسگذاری مینمایم. صحبت امروز بما آن امکان را داد تا  یکدیگر را بهتر بشناسیم. رهبری افغانستان و مردم آن به کمک همه جانبه اتحادشوروی ارزش زیادی  قایل اند. سفر  کوتاهم  به اتحاد شوروی، ملاقات با  شما، بدون شک نتایج مثبتی را ببار خواهند آورد. در این باره من به همرزمانم پس از رسیدن  بکابل اطلاع خواهم داد.
    به شما رفیق عزیز لیونید ایلیچ، به رهبران دیگر اتحادشوروی سلامتی کامل و بهروزی آتیِ خلق دوست شوروی را آرزو  مینمایم.
     
    در این مذاکرات مشاور منشی عمومی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد  شوروی ای. اِم. ساموتیکین حاضر  بود.
    مترجم  مذاکرات  (کوزین و. پ.)
    ۳۰  نسخه
    ۲۱.3.79
    مُشاطرة هذه المقالة على: diggdeliciousredditstumbleuponslashdotyahoogooglelive

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون السبت 24 أغسطس 2019 - 23:40 ميباشد