انقلاب و یا نسیم بهاری ازیک انقلاب

    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 7123
    Registration date : 2007-06-20
    20181202

    انقلاب و یا نسیم بهاری ازیک انقلاب Empty انقلاب و یا نسیم بهاری ازیک انقلاب

    پست  admin

    انقلاب و یا نسیم بهاری ازیک انقلاب Oio_u_10
    انقلاب و یا نسیم بهاری ازیک انقلاب Oau_a_10
    نوشته از : نعیم سلیمی

    انقلاب و یا نسیم بهاری ازیک انقلاب

    درین روز ها باز یکبار دیگر هوا و هوس انقلاب سرزمین فرانسه را پر نموده است ؛ تو گویی که روح انقلابات 1789 ، 1871 ( کمون پاریس ) این کشور و انقلابات 1848 اروپا یکبار دیگر به دمایش آمده میشگفد و آغازگر تولد بهاری دیگر است؛ درین میان تصور میشود که کارل مارکس باز با سلاح بران مانیفست و کاپیتالش کابوس سوسیالیزم را سر از نو در قاره اروپا و باز هم یکبار دیگر در فرانسه این یکی از اولین مراکز وکهن ترین قبله امال انقلابات اجتماعی ، منتشر میسازد و به عجل جلادان سرمایه میرسد . البته بقول معروف در ان جویی که یکبار آب رفته باشد ، بار دیگر نیز جاری میشود .

    هدف ازین نسیم بهاری که من انرا عنوان نموده ام عبارت است از خروش و جوشش « جنبش واسکت پوشان نارنجی » و یا به به عباره دیگر انقلاب نارنجی میباشد که اینبار برخلاف سنت گذشته از پاریس و حومه اطراف ان اغاز نگردیده ، بلکه شعله ان از یک منطقه جزیره ی دور دست فرانسه بنام رئونیون Reunion در بحر هند ، اغاز گردید که از اواسط ماه نوامبر سالجاری با شرکت بیشتر از صد ها هزار جمعیت جهت اعتراض به ازدیاد مالیات و یا تکس مواد سوختی و بالا رفتن سرسام اور قیمت های معیشتی بصورت کل ادامه دارد . علت اساسی چنین خیزشی را بایستی در بحرانات ملموس اقتصادی نظام سرمایداری مبنی بر کوتاه سازی و قطع امداد مصارف خدمات اجتماعی جهت به اصطلاح صرفه جویی و ریختن مفاد بیشتر به جیب کارفرمایان و شرکت های سرمایداری در حکومت موجود این کشور جستجو نمود.
    جنبشی که به انقلاب شباهت د ارد :
    این همان عنوان است که انرا نشریه « در دفاع از مارکسیزم » در یکی از تازه ترین سر مقاله هایش به تاریخ 30 نوامبر 2018 ، برگزیده است ؛ ولی من به این عقیده هستم که این حرکت میتواند یک نسیمی از بهار فصل جدید ی از تداوم انقلاب فرانسه باشد ؛ زیرا به نظر این قلم انقلابات اجتماعی یک پروسه دوامدار و پی در پی یی میباشند که در یک روز ، یک دفعه و به یکباره گی اغاز و پایان نمیابند ؛ بلکه تداوم و ادامه میابند و اگر خلع و توقفی در انها ایجاد گردد ، در انصورت نیرو انرژی پویا و مثبت دیموکراتیک برخواسته از ان تعفن پیدا نموده و مانند اب گندیده یی شفافیت و پاکیزه گی خود را از دست میدهد . خوب ؛ به همه حال ؛ بلی من مشکلی با شباهت چنین قیاسی ندارم ؛ ولی باید دقت کرد که هنوز یک اندازه زود است.
     
    درین نوشته سعی میگردد تا دیدگاه نشریه مذکور صرفنظر از مواردی از تبصره های اندک این قلم درزمینه ، از قرار ذیل خلاصه گردد: 

    ـ جنبش نارنجی پوشها به ان اندازه رادیکال و بزرگ است ( منظور از پیمانه شرکت ) که حتی حکومت قیود شبگردی را اعلان نمود .از اغاز این جنبش جزیره نامبرده کاملا با سد موانع مسدود گردیده است؛ سرک ها مسدود شده اند ؛ دفاتر حکومتی و مکاتب بسته اند ؛ شفاخانه ها به حالت عطالت درامده اند ؛ بعضی از بزنس ها و مشاغل از طرف صبح باز میگردند و بسیاری انها بصورت کل مسدود اند ؛
    ـ علایق همبستگی زایدالوصفی در میان تظاهر کننده گان بوجود امده است ؛ معترضین سنگر های مقاومت را ایجاد نموده اند که بطور منظم از جانب مردم مراقبت میشوند ؛
    ـ شبکه های اجتماعی نقش بسزایی را برای اجتماعات معترضین فراهم نموده است که با اطلاع رسانی به موقع سد ها و موانع خود را از یکجا بجای دیگر نقل میدهند ؛
    ـ چنین بحرانی از از دهه 90 بدینسو سابقه ندارد ؛ خواستهای این جنبش به جهت مشخصی در حرکت نیست ؛ فقط تا همین لحظه رئوینیونی ها منتظر دریافت جواب از جانب حکومت در مورد تایید و شناختن زنج ها و الام خویش اند ؛ ولی حکومت تا الحال با فرستادن نیرو بیشتر پولیس در انجا به بحران پاسخ ارایه نموده که سبب بازتاب بیشتر مطالبات این جنبش در میان طبقه کارگر شده است ؛
    ـ از سالیان درازی بدینسو باشنده گان منطقه نسبت به سایرهموطنان فرانسوی شان در سایر مناطق جغرافیایی داخل فرانسه بیشتر متاثر و متالم شده اند ؛ هر متاع و جنسی درینجا 30 الی 50 مرتبه قیمت تر از سایر مناطق کشور میباشد ؛ زیرا همه اینها از بیرون وارد میگردند ؛
    40ـ درصد جمعیت پایین تر از سطح فقر زنده گی مینمایند ؛ یک سوم نفوس فعال بیکار میباشند ؛ پیمانه بیکاری در میان جوانان 56 درصد است ؛

    ـ باشنده گان محلی خود را به مثابه شهروندان دست دوم تصور مینمایند که بلاخره بالارفتن قیمت مواد سوختی شعله این خیزش را فراهم نمود

    در پاسخ به این حرکت وزیر وزارت بیرون مرزی فرانسه یک خانمی بنام انیک جیراردین به تاریخ 28 نوامبر از انجا دیدن نمود ووعده سپرد که قیم مواد سوختی بطور فوری پایین میاید و همچنان این خانم پیرامون مخارج دیگری زنده گی نیز ابلاغیه هایی را اعلان نمود ؛ نارنجی پوشان وزیر مربوطه را با پحش ابالاغیه یی در شبکه های اجتماعی با هشدار اینکه 300 سنگر را بنا مینمایند و گفتند که به « هیچ موتری اجازه عبور داده نمیشود » ؛ خوش امدید گفتند !
    نشریه در دفاع از مارکسیزم باورمند است که حکومت رییس جمهوری مکران شاید مجبور به عقب نشینی و تن دادن به خواستها را از خود نشان دهد ، اما چنین صبری به زودی به پایان میرسد و تهاجم علیه فقرا و کارگران اغاز میابد و قرار معلوم از همین اکنون در اجندای کاری رییس جمهور هیچگونه توجه عاجل و جدی جز وعده های میانتهی درازمدت به این مساله مبذول نشده است . نامبرده در سخنرانی اخیرش در دفتر ریاست جمهوری موسوم به الیزی Elysee در صبح روز سه شنبه با به حاشیه کشیدن خواستهای مردم صرفا راجع به انچه که جهان در سال 2050 به ان مواجه میباشد ، صحبت کرد،درحالیکه مردم مطالبات فوری یی دارند که پاسخ میطلبد .
    یکی از درسهای جالب و اموزنده این جنبش در ان نهفته است که طرفداران این حرکت خواستار انحلال اسامبله فرانسه درین منطقه گردیدند که یک شعار سیاسی ناشی از رشد بلاغت فکری ان ها درین لحاظه میباشد ؛ معنی این مطلب در ترجمه افکار سیاسی به معنی سقوط و انهدام نظام حاکم است کا بازتاب دهنده یک بیداری انقلابی میباشد .
    حرف نهایی و مهم تر از ا همه در ادامه پیر وزی و نبرد مردم رئونیون بستکی به سرایت شعله مقاومت به سایر مناطق فرانسه دارد که بایستی طبقه کارگر فرانسه در سنگر های نبرد مرگ و پیروزی در پهلوی همسنگران و رفقای زحمتکس و رنجدیده شانه به شانه بیاستند . امیدواری ها در زمینه وجود دارند ؛ ولی این امیدواری ها به حد کافی تبارز نیافته اند زیرا رهبری اتحادی های فرانسه که عبارت اند از کانفدراسیون دموکراتیک کارگری و کانفدراسیون عمومی کارگری فرانسه و جناح چپ حزب سوسیال دموکرات فرانسه بنام La France Insoumise میباشد هنوز بر سر یک دو راهی بلاتکلیفی مبنی حمایت و یا عدم حمایت ازین جنبش قرار دارند ؛ تا جاییکه به سوال رهبری مرتبط میشود اتحادیه اولی به حاشیه دفاع از حلقات حاکم کشانیده شده است ؛ ولی رهبری اتحادیه دومی با یک حمایت غیر صریح و مبهم از جنبش حمایت مینماید . متاسفانه یکی از حقایق تلخ در اتحادیه های کارگری فرانسه و کشور های غربی در ان است که این اتحادیه ها به عوض اینکه گلوی رسای طبقه کارگر باشند ، در گرو کارفرمایان زر و سرمایه قرار دارند . اما خبر خوش این است که صفوف گسترده یی از کارگران شامل این اتحادیه بدون گوش فرادادن بیروکراتها و تکنوکرات های دلال شان به اعتراضات پیوستند و حمایت کامل خود را اعلام نمودند.
    ولی نکته ناگفته دیگر این است که اگر این اعتراضات با برگزاری یک اعتنصاب عمومی همگانی همراه نشود ، اهسته اهسته خرد و خمیر میگردد . جای مسرت این است که یک تعداد زیادی از هواداران جنبش که خود کارگر اند و به اهمیت این مطلب پی میبرند و انرا طی اجتماعات مجمع عمومی و یا جنرال اسامبله های مورد بحث قرار داده اند ؛ ایا اینکه انکشافات بعدی مسیر اوضاع در چنین جهتی حرکت خواهد کرد و یا نی ؛ پاسخ به این سوال را مردم فرانسه با الهام از باشنده گان جزیره رئویونیون خواهد داد ، دیده شود که چه میشود ؟
    سوال دیگری که مشارکت شما خواننده گان گرامی را میطلبد این است درسهای حاصله ازین نهضت را چگونه میتوان در شرایط موجود افغانستان بسط و توسعه داد ؟ / این بخش را به شما واگذار مینمایم تا بدینگونه به غنامندی این بحث بیفرایید .
    مُشاطرة هذه المقالة على: diggdeliciousredditstumbleuponslashdotyahoogooglelive

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الأحد 25 أغسطس 2019 - 0:23 ميباشد