بارانه

    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 7123
    Registration date : 2007-06-20
    20181106

    بارانه Empty بارانه

    پست  admin

    بارانه
    در بارۀ بازتایپ و نشر مجدد داستان «بارانه»


    «با هردلی که شاد شود شاد می‌ شوم
    آباد هر که گشت من آباد می‌ شوم»
     
    زنده یاد رازق فانی را بیشتر بخاطر اشعار دلنشینش میشناسند؛ زیرا نوشته های نثری کمتری از او به یادگار مانده است و یا هم نشر شده است. در حالیکه اشعار بیشماری از او چه به شکل مجموعۀ مطبوع و چه هم بصورت پراگنده در وسایل ارتباط جمعی داخل و بیرون از کشور نشر شده و بسی سروده هایش وردزبان گردیده است که مهاجر چیست؟، پیامبران کاذب و عجب صبری خدا دارد، و صدهای دیگر از جملۀ آنهاست. شماری از اشعارش توسط آوازخوانان افغان با موسیقی نیز رنگینی بیشتری یافته است.
    تا جای که خوانده و دیده ام نوشته های نثری زنده یاد فانی در دو قالب داستان و طنز محدود به دو کتاب است: مجموعه ی طنزی او با عنوان «آمر با صلاحیت» و نوشته داستانی او با عنوان «بارانه»  که اقبال چاپ یافته اند.
    داستان "بارانه" را  در جملۀ ده ها کتاب و نشریه دیگری، دوست عزیز و مهربانم از کابل برایم فرستاده است. پوش و اوراق کتاب خود بیانگر مصیبت های بیشماری است که بر همه هست ونیست وطن رفته است و تکثیر آن به همان شکل و شمایل نه قابل خواندن بود و نه امکان تکثیر کردن. لذا برای تبجیل و تجلیل از زادروز تولد رازق فانی کتاب را تایپ مجدد نمودم که اکنون در خدمت شما قرار دارد.
    داستان «بارانه» با همه کوتاه بودن، روایت تفصیلی یک سیستم حاکم بر جامعه و بیان آلام و مصیبت ها و مناسبات بین مردم است که به شکل سمبولیک در قلب یکی از کوچه های تاریخی شهر کابل بیان شده است. چهره های اصلی در «بارانه» نیز هریک سمبول و معرف هزاران هزار دیگر در سرتاسر کشور است. حتی "حاکم" متقاعد نیز در بدخشان و پکتیکا، حاکم است و معزز و "حاجی سوداگر" هراتی و لغمانی هردو از نعمت قدر و عزت برخوردار. سرنوشت "کاتب حاضری" نیز همچو همه کاتبان در دست مدیر شکم برآمده است و عکس العمل قانونمند در مقابل آن نظام نیز در همین جمله خلاصه گردیده است:
    «... رفته رفته عادت کردم که برای هر «چرا» یی که در ذهنم جوانه میزد جواب معقول ومنطقی جستجو کنم. دیگر میدانستم که مثلاً آن پیر مرد نانوا چرا در برابر « حا کم» و «حاجی سوداگر» دست به سینه می ایستاد ولی با پدرم و ماما آچاری چنان برخوردی نداشت...»
    فانی، فانی نیست و در هر جمله و هر سطرش، جاودان است و در یاد وخاطر همه زنده است.
                                                                                                        قاسم آسمایی  دنمارک ـ نومبر 2018
                                                                                                       بارانه Mmmm10 




    کتاب «بارانه» از طریق لینک زیرین قابل دانلود است: 


    http://rahparcham1.org/…/%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%…
    مُشاطرة هذه المقالة على: diggdeliciousredditstumbleuponslashdotyahoogooglelive

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون السبت 24 أغسطس 2019 - 23:36 ميباشد